غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود؟

چهارشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۹، ۱۲:۲۰ ب.ظ

 

چشم هایم را باز کردم. رنگ به دنیایم سر ریز شد، کم رمق بود اما. دست کشیدم روی دندان های جلبک بسته ی نهنگ. خواهشم را شنید شاید. دهانش را گشود. بیرون جستم. رنگ ها لباس پر زرق و برق طلوع را بر تن کردند. با دست راستم شاخه ی پر از شکوفه ی درخت سیب را کنار زدم. دست چپم ناخوداگاه دراز شد سمت سحابی جوانی با سیاره های خاکی جنون زده. باد بال های قاصدک را سفت چسبیده بود و پرواز می کرد. دریا امروز کلی رود نوشیده و حسابی مست کرده بود. سر و کله ی آتش هم پیدا شد. قلبم جرقه زد. پرستو دم گوشم تخم گذاشت. موهایم عطر پیچک گرفتند. کوتوله های سفید دور انگشتم حلقه زدند. نور رقصید در مردمک هایم. ریشه های توت سه تارشان را کوک کردند. عروس دریایی پاهای تیزش را در ظرف حنا فرو کرد و با آنها قلبی روی سقف سخت خانه ی لاک پشت کشید. سکوت شروع کرد به آواز خواندن. کوه قهقهه زد. خرگوش ها دویدند و خبر را در کل بوم پخش کردند. برکه ماه را خبر کرد. ماه فضانوردان را از سفر بر برگ شقایق بازخواند. مداد خجالت کشید. سر خورد از بین انگشتانم. چشم هایم را بستم. اتاقی را دیدم که در کنج تاریکی اش تنها بودم. باز هم نقاشی ام نیمه کاره ماند.

 

 

 

 

 

پ ن: عنوان قبلی خیلی هم برازنده ی چنین پستی بود! هرکی گفت بی ربطه خودش بی ذوقه :/

  • میخک

نظرات  (۲۵)

  • هیـ ‌‌‌ـچ
  • ممنونم از این‌که برگشتی :)

    پاسخ:
    من کی رفته بودم؟
    آقا چرا شایعه درست می کنید! من جون به جونم کنن معتادم به وب! حذف کنم هم جایی نمیرم. دو قدم اون طرف تر یه دونه جدیدش رو احداث میکنم :)

    ولی بازهم خواهش میکنم :)

    چقدر قشنگ:(خیلی جالب بود

    پاسخ:
    قشنگ خوندی :)
  • جهانِ هیچ
  • رنگ ها لباس پر زرق و برق طلوع را بر تن کردند.

    سلام با اجازتون این جمله رو با ذکر منبع کنار جزوه مبانی رنگم یادداشت کردم :)

    پاسخ:
    جزوه مبانی رنگ؟!
    چه قشنگ باید باشه!
    حتما :)
    خوشحال هم میشم :)
  • |•° ن.م °•|
  • جیک جیک! نمیدونم چرا اینو گفتم! توفکر کن جوجه درونم فعاله!😅

    از بس از دست کنکور استرس دارم هیچی از متن نفهمیدم! ای بابا

    راستی یه چیزی! این (  :دی  ) یعنی چی؟

    پاسخ:
    :))))))))))))))))))))
    معلومه خیلی درس خوندی ها!
    دخترم به خودت تا این حد فشار نیار! به خدا کنکور همه چیز نیست! :دی



    ببین حرف انگلیسی دی D کنار دو نقطه میشه D: علامت خنده. بعد ما چون حوصله نداریم زبان کیبورد رو تغییر بدیم فارسی می نویسیم :دی :))))))))
  • |•° ن.م °•|
  • نه هیچی نخوندم! واین اثر نخوندنه:(

     

     

    چه تفسیری داشت این :دی فکرشو نمیکردم

    پاسخ:
    منم نمی خونم ولی به این حال و روز نیفتادم! :دی


    نمی دونستی واقعا؟ :دی
    خیلی باحاله :دی
    تازه من بعضی وقتها نمک می ریزم مینویسم : بهمن 
    ://
    :)))
  • |•° ن.م °•|
  • این از تفاوت هامون:)

     

     

    نه والا

    آره

    یا خدا بهمن چیه؟

    پاسخ:
    :))


    :)
    بعد از دی ماه بهمنه دیگه :دی
    این یه درجه خنده اش کشدارتره :)))) 


    نه انگار منم دارم کم کم خل میشم :/ :)))))
  • |•° ن.م °•|
  • ای خدا از دست تو D:

     

     

    پاسخ:
    :))))))

    :اسفند

    (ایموجی نمکدون)

    پاسخ:
    :فروردین 



    آقا چرا تو این پست هم طنازی اشون گل میکنه؟ 
    من کجا طنز گفتم؟ :(

    اگه انیمیشن ساز بودم حتما از این نوشته یه انیمیشن می ساختم ! :اردیبهشت

    پاسخ:
    :خرداد

  • تاکی تاچیبانا
  • خانم هیچ دانشجوی هنر هستن 🙄 به منم یه سری راهنمایی ها راجع به هنر کردن، حتما خیلی تو دانشگاه هنر بهشون خوش میگذره 😍

     

    (البته اگه محیط و فضاش رو فاکتور بگیریم 😒)

    پاسخ:
    کدوم هیچ؟ :/
    باور کنید گیج شدم! :/
    تا حالا اینقدر هیچ یه جا ندیده بودم :/


    :)
  • تاکی تاچیبانا
  • @استلا!

    من در آینده کارگردان سناریوهای شما خواهم شد :بهمن

    پاسخ:
    بفرما استلا :)
    اینده ی شغلی ات رو هم تضمین کردم! : تیر

     

    :اردیبهشت جا افتاد

    (از اردیبهشت دلجویی می کند)

    پاسخ:
    کلا پست رفت تو حاشیه! :/


    اردیبهشت رو استلا گفت دیگه! :مرداد

    قضیه این ماه ها چیه ؟

    تیر :

    پاسخ:
    تو همین کامنت ها یه شوخی لوس راه افتاده که مقصرش هم خودمم :/

    من که دوستش داشتم از روش کپی نوشتم کنار جزوم😍

    پاسخ:
    کنار جزوه ی مبانی رنگ؟ :)
    وای چقدر شیک!
    مطمئنم متنم افتخار میکنه که اونجاست :)

    چرا هیچکس آذر رو نمیگه

    اصلا آبان

    حالا که اینطور شد مهر

    شهریور یه کلام

    دیگه چونه نداریم مرداد رو بپذیرید

    (دی)

    پاسخ:
    مرداد رو نوشتم
    بعدش هم نوبت شهریور بود :مهر

    :)))

    یکی یکی دیگه! :آبان

    @آقای تاکی به من لطف دارن،راهنمایی های من خیلی خوب نبود ...

     

    اگر اون افسردگی ترم اول بابت محیط دانشگاه رو ندید بگیریم خیلی دوسش دارم البته گرایشم هنر مستقل نیست.

    پاسخ:
    خب خانم هیچ شمایید.
    فهمیدم :)

    راستش تا قبل از رو شدن اون مکالمه با دوستتون اصلا نمیدونستم شما خانم هستین! :/


    منم خیلی دوست داشتم هنر بخونم ولی خب... :(

    موفق باشین خلاصه :)

    صبر کن بگم چون آنچنان که باید یادم نبود چیزایی که توذهنم وقع خوندن این نوشته خوشگل عبور کرد رو بنویسم.

    اول یاد پری دریایی افتادم اونجایی که دمش به پا تبدیل شد و چشماشو باز کرد جلبک ها و اون دوستش که نمیدونم خرچنگ بود چی بود. همون لحظه که نورخورشید بهش تابید دست به صخره کشید.

    اونجایی که شکوفه درخت سیب رو نوشتی یاد آنه و اتاق زیرشیرونیش افتادم که اون درخت قطور وبزرگ وقتی شکوفه میداد مثل بهشت میشد و آنه پنجره رو باز میکرد نفس میکشید. درواقع زندگیو تو ریه هاش وارد میکرد(عاشق اتاقشم )

    بعد یاد بندانگشتی افتادم چون اسم پرستو اومد واییی چقدر دوستش داشتم وقتی روی بال پرستو مینشست و قاصدک ها پرواز میکردن. ومقعی که با اون شاهزاده ازدواج کرد .بعد قسمت خرگوش ها یاد آلیس افتادم همون زمانی که توی ان طبیعت بکر دنبال خرگوش دوید و وارد سرزمین عجایب شد.و بعد هم یاد عکس های فضانوردا و نقاشی ها افتادم وعکس هایی که از کهکشان واون ستاره هایی که اینقدر رنرنگی درون هم پیچیده شدن! واییی نمیدونم تونستم لپ مطلب رو ادا کنم که هنگام خوندن متن به چه سفر قشنگی رفتم یا نه!

    پاسخ:
    واو!

    -وی در حال حاضر در ابرها سیر میکند و قادر به گفتن حرف دیگری نیست...-

    آقا دعوا نکید(پیرو همون :دی که من شروعش کردم :0

    میگم هرکس ماه تولد خودشو بذاره ! همه هم میدونیم معنیش چیه فقط یه شکلک اختصاصی میشه. چطوره هوم؟  :آبان

    پاسخ:
    :آذر

    نه دیگه من شروع کردم چرخشی میرم :دی 
    چه جالب رسیدم به دی!!! :بهمن :))))


    پس آبان ماهی هستی؟ :)

    من باید یه دور تاریخ تولد همه اتون رو گیر بیارم یه جا بنویسم که یادم نره :/

    وای کدوم مکالمه؟من که اصلا چیزی یادم نمیاد چه چیزاااا

     

    هنر الزلما به دانشگاه و درس نیست در فضای دیگه هم میشه رفت دنبالش ...

     

    ممنونم همین طور شما خانم سین دال عزیز

    پاسخ:
    :)))


    :)


    مجددا :)

    با خوندن متن یاد سیاره جدیدی افتادم که ناسا کشف کرده. توصیف های قشنگی که از رنگ ها کردی کاملا احساسی مثل بودن تو عمق بهار رو داشت.

    چون خودم دی ماهی ام به همون :دی بسنده میکنم:))

    پاسخ:
    جدی؟ چه قشنگ :)

    ممنون لطف دارین :)


    شما دیگه خیلی خوش شانسی :دی

    راستش منم این ماه ها رو انداخته بودم ! اومدم دیدم اینجا هم هست *-*

     

    @ تاکی

    بسی ممنونم !!!

    پاسخ:
    پس فقط من نیستم :اردیبهشت 



    @ از منم تشکر کن دیگه سبب خیر شدم! :/ :خرداد

    :مرداد :)

    پاسخ:
    :)


    یادم رفت کدوم ماه بودم :/
    از اول شروع می کنم :فروردین :))))

    پس من همه جا می نویسم :اسفند معنیشم خودتون بفهمین :دی اسفند

     

    اینکه من در مورد متنت چیزی نگفتم به خاطر این بود که انقدر خوبه نتونستم چیزی بگم :) دوستم دارم یه بار برای یکی از معلمای نگارش/ادبیاتم بخونم.بعدم ذکر منبع کنم(عیح.چیه حق کپی رایت؟نمیشه فکر کنن من نوشتمش؟)

    پاسخ:
    خب تو هم اسفندماهی هستی

    روزش رو هم بگو که تو تقویمم بنویسم :)


    لطف داری ریحانه جان :)

    حتما نظرش رو بگوها! 

    نفرین عامون برهرکسی که بدون ذکر منبع کپی کند :/

    راسی نظر ریحانه رو خوندم...

    متنت و خیلی خیلی خیلی کاهش یافته (در حد دو خط وبلاگی ) نوشتم

    بعدش خانوممون نقدش کرد

     

    اتفاقا فیلم کلاس رو هم گرفتم بهت بدمااا

    یادم رفت...

    فکر کنم فیلم و ندارم :)))

    پاسخ:
    زری جان یه بار دیگه بدون ذکر منبع بری پست های من رو جایی بخونی نفرین آمونهوتپ رو میفرستم نفرینت کنه ها! :/


    ...

    بابا این همون دفعه قبلی بود که گفتم...

    اصلا نباید میگفتم ایشششششش :)))

    عا

    گفتی حالا این دفعه مشکل نداره :)))

    پاسخ:
    آهان

    مال همون دفعه رو گفتم این دفعه اشکال نداره

    فکر کردم این یه دفعه ی دیگه است

    پس همچنان اشکال نداره :)


    نمیگفتی نفرین واقعی پشت سرت بود نه این خدایان الکی :/ :دی

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.