این کجا و آن کجا؟!
- ۹۹/۱۰/۳۰
من نظری ندیدم اونجا.
البته متوجه نشدم چرا ناراحت شدی... این طوری برداشت کردم که تو به قصد طنز یا یک حرف دلی نوشتی اما جدی برداشت شده🤷♀️.
به نظرم حرفای جالبی زده بودن اتفاقا.
دوست دارم نظر تو هم بدونم.
شاید بشه گفت یه جور نقد و مباحثهی بین وبلاگیه. :)
گرچه بنظرم نوشتهی شما یه نوشتهی ساده بود و نه خیلی جدّی. یه جور نامهی طنز.
+ راستی اون ناشناسه که مخالف بود من بودم!
اقا اشتباه تایپی بود
نوشتن *
و این که خب خودتون بهشون بگین که اشتباه برداشت کردن
بیخیال
همین نظر رو برای اوشون هم کپی میکنم.
حرف های هر دو از دو نگاه متفاوت کاملا درسته و طبیعتا موافقین و مخالفین خودش رو هم داره.
اونطور که من از نوشته تو برداشت کردم منظورت مخالف اونچیزی بود که بیان کردی، یه چیزی بهش میگن... یادم نمیاد... وقتی به طنز حرفتو برعکس بیان میکنی(بخش دوم نوشته ت یه همچین حالتی داشت).
و خب وبلاگ ذکر شده رو هم بعضی از بخش هاش رو خوندم، حقیقتش یه طوری نوشته شده بود یه بخش هایی رو متوجه منظورشون نشدم ولی فهمیدم یکم اشتباه متوجه شدن:| و بعضی جاها یه توهینایی کرده بودن حالا به اشخاص مختلف که به مزاج من خوش نیومد:|
.
البته ازین اتفاق ها تو فضای مجازی زیاد پیش میاد. شاید به خاطر اینکه ارتباط مستقیم نیست سوتفاهمی میشه یا مطلبی با یه ذهنت قبلی خونده میشه که احتمالا با صحبت کردن حل بشه:)
چه متن درستی نوشتین، اون چیزی که شما نوشتین اون طور خونده شده، باید تحلیلهای درست رو خوند و دید.
به نظرتون بهتر نیست کمی تو گفته ها، نحوه کفتن، موضوع و محتوای گفتنمون دقت بیشتری کنیم تا تبعات بیشتری به وجود میاد.
تا آدم های که دنبال سو استفاده ن، نتونن ازش سو استفاده کنن، جوری حرف بزنیم که آتو ندیم.
بنظرم مخصوصا تو چند پست اخیرتون، مثلا پست های مربوط به قربانیان پرواز و تکریم شهادت سردار سلیمانی تجربه های خوبی بدست آورده باشین، نیت حرفهای ما ممکنه خوب باشه، ولی ظاهر و باطن ش ممکنه خیلی خطرناک، حساسیت برانگیز و خائن شاد کن باشه
بقول بزرگترای قدیمی نباید حرفایی بزنیم دشمن شادکن و آب به آسیاب خائنین به این مملکت بریزیم، باید یاد بگیریم تو زمین کی داریم بازی میکنیم، بنفع کی داریم قلم میرنیم، اینها تجربه است و ذیقیمت. باید ازش استفاده کنیم.
شما این قلم خیلی خوب و قوی خودتون رو باید غنی تر، محکم تر و منصف تر کنین، اون موقع سطح خودتون رو به عنوان یه فرهیخته میتونین تثبیت کنین، که من خیلی خوشبینم بهش.
ببخشید زیاده روی کردم، قصدم یه نقد کوچیک و دوستانه بود، امیدوارم ازم ناراحت نشده باشین

من ترجیح میدم نظرم رو برای خودم نگه دارم
اما راجب کامنت های آقای سر به راه باید بگم که من به شخصه چنین انتظاری از ایشون نداشتم که برخوردی به این صورت داشته باشن
مخصوصا اینکه با آقای هیچ به طرز واقعا بی ادبانه ای صحبت کردن خوشم نیومد
درکمال احترامی که نه تنها به ایشون بلکه به تمام رفقای بیانی قائلم باید بگم
قبل از هر چیزی شیوه ی گفتار ما مهمه
اصلا اهمیتی نداره که حق با ما باشه یا نباشه تا زمانی که یاد نگرفته باشیم چطور با آدم های دیگه صحبت کنیم و ارتباط برقرار کنیم
حالا چه اون فرد موافق ما باشه و چه نظری مخالف مارو داشته باشه.

مطلب دیگه هم که نیاز میبینم ذکرکنم اینه که نوشته ی سین دال عزیز
به هیچ عنوان نوشته ی جدی نبود
نوشته حالت کنایی داشت که سعی می کرد در قالب طنز گرایی این باور های غلطی که امروزه اکثر افراد نسبت به این لغات جدید که به فارسی برگردانده شدند دارد رو نشونه بگیره
و این کارو با استفاده از فن کنایه و طنز انجام داده
لطفا اول نوشته ها رو با دقت بخونید
بعد کامنت بذارید با تشکر😑
به نظرم شما خیلی حساسیت به خرج دادید، آقای سر به هوا منظورش شما نبودید و این که هدف آقای سر به هوا این بود که قدر زبانمون رو بیشتر از اینا بدونیم و در ثانی این که مسخره شدن آقای حداد عادل هرچند تو بعضی کلمات زیست مطرح شده منطقی نیست، شما قطعا به طنز نوشتید ولی آقای سر به هوا هم که منظورش شما نبودید / منظورش محتوا و اشتباهی که شده بود...
عزیز دلم،
من با آقای هیچ یا ***** سابق کاری ندارم، اتفاقا علیرغم اختلافات عقیدتی و دیدگاهی زیاد با ایشون، بشدت دوستش دارم و تو توانایی در نوشتن تحسینش میکنم
من طرفم این تفکره که تیشه به ریشه خودمون میزنه
تفکری که مارو به دریوزگی از غرب، خود تحقیریو و خود زنی ترغیب میکنه
همونجا هم گفتم طرف صحبتم شخص نیست، اون تفکریه که وقیحانه دنبال تغییر رسم الخط هستن، حقیرانه فرهنگ و تمدن خودش رو به تمسخر میگیره، و فرهنگ متوحش غربی رو ارجح میدونه که جز غارت و غارت و غارت چیزی در فرهنگ ش نیست.
ضمنا طنز و کنایه برای اصلاح با تمسخر و تحقیر خودمون خیلی فرق داره
اضافه میکنم، نمیشه همزمان نظرات متفاوت و متضاد رو تایید کرد و قبول داشت، نمیشه که همزمان هم رومی بود، هم زنگی!
و یه پیشنهاد، اینجور پست ها رو موقت نذارید، بذارید بمونه، برای ثبت و استناد و تجربه خوبه، البته شما مختارین و بازم ببخشید اگه جسارتی شده، مطمینا عرض بنده رو یه نقد ساده دوستانه تصور خواهید کرد
عام...
مگه اون پستت شوخی نبود فقط؟ :| یعنی من اشتباه برداشت کردم؟ یا چی؟...
چرا انقدر جدی گرفته شده؟
البته با گربه موافقم. کلا این اتفاقا زیاد توی فضای مجازی اتفاق می افته. و خب، آره. یکم اذیت می کنن آدمو. :")
ما که خو گرفتیم از مشرق بنویسیم و از مغرب بخونن، شما رو نمیدونم...
اینکه بابت من از دیگران حرف شنیدی، به سهم خودم ازت عذرخواهی میکنم اما خودت خوب میدونی که میزان عشق من به وطن و تاریخ و ادبیاتمون در چه سطحیه ولی چیزی که هیچ کس نمیدونه اینه که تقریباً کسی از اطرافیانم (و حتی غریبهها) نیست که طعم تذکرای من مبنی بر فارسی یا ترجیحاً پارسی، حرف زدن رو نچشیده باشه و حتی بعضیها از من رنجیدهخاطر هم شدن!
به قول پدربزرگ مرحومم: خدا رو شکر آبرویی داریم و به خاطر همون آبرو خدا هوامونو داره وگرنه که کلاهمون پسِ معرکه بود :) خدابیامرز یه کهنهبازاری بود، حرفاشم با همون ادبیات بازاری بیان میکرد :)
قضاوتها و انگهای بیرحمانه رو هم در کمال آرامش (چون وجدانم راحته چیزی که مد نظرم بوده، جز خیرخواهی و وطنپرستی، چیز دیگهای نبوده و من مسئول طرز فکر بقیه نیستم) واگذار میکنم به خدایی که یکی از اسامیش «قاضی» هستش، موعودشم روز قیامت و مکانشم پل صراط!
مخاطب تمام این حرفام هم شخص شخیص خودت بودی و با بقیه حرفی ندارم اصولاً، چرا که به حرمت کلمه و قلم اعتقاد قوی دارم.
خب شاید این شبهه پیش بیاد اما دنبال کنندههای شما خیلی بیشتر از آقای سر به هوان :)
اینقدر سخت نگیرید، کم کم منم سرم داره درد میگیره از این همه دعوا! و وقتی همه پست آخرم رو بخونن احتمالا بیان منفجر میشه :)
مسئله پستای شما نیست که ادبی هستن یا انتقادی! مسئله یه چیز دیگه است که فکر نکنم شما خوشتون بیاد بگم :) کلا به شما ربطی نداره و خودتون رو ناراحت نکنید :)
خانم محترم! دیگه منم یه جوری دارم عصبانی میشم! به خدا کسی به شما کاری نداره و اصلا منظور آقای سر به هوا شما نیستید! حالا اگه خیلی کنجکاو بودید تو خصوصی میگم! مشکلی نداره به خدا!
غرب زده چیه دیگه؟ انگ چیه دیگه؟ کسی به شما چیکار داره اصلا؟ بحث چیز دیگهای اصلا!
اینجوری که میگید پس، فردا که منم اسم و عکسم بین چند نفر (حداقل این خودمونیها) آشکار بشه فردا میگن عه این بود تو وبلاگ قبلیش چرت و پرت مینوشت! ولی خب چیکار کنم؟ وحی منذر نیستم که! قرآن نیستم که بگم متن و حالتم تغییر نمیکنه! فقط این که روز به روز بهتر میشه همین!
اینجوری منو میترسونید که آدرس جدیدم رو به بقیه ندم...
چه باکلاس! به پستات واکنش نشون میدن در پستهای جداگانه. :دی
راستش منم بخش زیادی از پستت رو به حالت شوخی خوندم. با بخشهاییش هم موافق بودم. مثلا چیزی که درمورد نامانوس بودن و اینا گفته بودی، اینکه عادت نداریم بهشون.
پست ایشون خیلی طولانی بود واقعا، و من هم یه بخشهاییش رو اصلا متوجه نشدم. ولی به نظرم بعضی جاها دچار سوءتفاهم شده بودن. مثلا چیزی که تو درمورد مشورت با صاحبان علم گفته بودی به نظرم کاملا منطقی بود. من اینطوری برداشت کردم که تو میگی آقا این کلمه جدیدی که ساختهید رو به متخصص اون علم نشون بدید، ببینید باهم همخوانی دارن یا نه. ایشون انگار کلا یه چیز دیگه برداشت کرده بودن.
نمیدونم والا.
ولی بهت حق میدم یه خرده ناراحت شی. من بودم میشدم به نظرم. :دی
خب مثل اینکه منم وارد عمل شدم :)
اونجا کامنتی رو فرستادم که قرار بود اینجا بفرستم.
لطفا بخونینش :)
خب من یه اشتباه کردم گویا اینکه تو خود متن آمدم بدون اوردن عین جمله طرف فقط اشاره کردم و این شد
دفعه بعد مورد مشابه همونطور که گفتم نباید از کسی اسم بیارم!
@ناشناس
جالبه که تنها کسی که جدا اسم ازش نیاوردم و خود شخصش برام مهم نبود خود @هیچ بود حالا نمیدونم چجوری به شکل بی ادبانه ای @هیچ مخاطب قرار دادم
فقط یهچیزی بگم: خیلی خوشحالم که بالاخره این اتفاق رخ داد؛ یکی برای پست یک نفر دیگه تحلیل و بررسی نوشت و نقد کرد و همینطور گسترشش داد. داریم برمیگردیم به روزهای طلایی وبلاگنویسی. :))
ایشالا مطلب محمدرضا (سر به راه عزیز) رو میخونم و نظرم رو هم به صورت خصوصی و هم به صورت عمومی میگم. فعلاً که پایانترمها زخمیمون کرده. ://
پ.ن: برای نمایشگاه مجازی کتاب برنامه ندارین احیاناً؟ بن گرفتین؟ فردا شروع میشهها. :)))
پستت سر و صدا کرده:/
عجب...
این که به پستت واکنش نشون دادن D:
زبونم قاصره. چی شد اصلا!
ولی کلا بیا دیگه از این چیزا ننویس:))
دور بعدی شر نشه یه وقت:/
تا حالا ندیده بودم راستش...
ولی اره؛ مدلی که واکنش نشون دادن عجیب بوده!
واو چه جالب!
پس این دومین بارم شد که همچین چیزی میبینم! D:
@alireza.z.i
یعنی واقعا خوبه همچین چیزی؟ اینکه اینطوری تحلیل میشه؟
عجب :)
والا من خجالت میکشم پست بقیه رو لینک کنم.
بله درسته.
اگه اون طرف که لینک میکنم خانوم باشه منظورمه!
من از جنسیت مذکرم دیگه!
بعد چیزه
در واقع همینجا هم ترسی داره.
باز سوء تفاهمی پیش بیاد و ...
قبلا همچین اتفاقی برام افتاد البته نه اینجا یک سرویس دیگه.
:))
در پاسخ به امیر +:
آره عزیز دل، از عالی هم عالیتره! میتونی به چشم یک بحث و گفتگو بهش نگاه کنی که طی اون مطلب، مفهوم، منظور، نکته و معنای اصلی مطرح شده پختهتر میشه. :) فکر کن حداقل یکسوم وبلاگنویسهای بیان این کار رو بکنن، چه چیزی میشه! :)))
کلی نوشتم ولی پاک کردم همهاش رو. :/ از ترس حاشیه. :|
فقط بگم که آقای سر به راه خوشقلب(سر به هوای سابق | محمدرضا) و هیچ عزیزم از دوستان واقعاً خوبم هستن و قطعاً قصدشون بیاحترامی و... نبوده و این حرفها و موضوعات ارزش این اختلافات رو نداره. :))))
عجب عجب عجب
دقیقا یکی از مهم ترین دلایلی که باعث میشه من هیچ وقت چنین مطالبی رو منتشر نکنم همینه
آهان، عجب!!
پس حرفت تو ذهنم با حرف یکی دیگه قاطی شده. وایولت بود؟ شایدم یه جای دیگه بود که خوندم یه سری از این معادل هایی که انتخاب کردن اصلا معنی دیگه ای می ده.
ولی خب وزارت علوم.. این دیگه واقعا منطقیه. :/
چون هنوز چند تا از نظراتم رو پاسخ نداده بودم و اگه اینجا رو میخوندن و متوجّه من میشدن، شاید به دل میگرفتند. :)
در پاسخ به alireaza .z.i :
پس بریم دعوا کنیم :)))
صرفا جهت آگاهیتون:
«آقای سر به راه» همون «آقای سر به هوا» هستن که تقریبا روز ۴۸اُم (تاریخش هم یادم مونده!!) اسمشون رو تغییر دادن.
حالا یک عده که صمیمیتر هستن با ایشون، به اسم محمدرضا صداشون میکنن :)
ضمن اینکه ایشون از کدنویسهای خفن بیان هم هستن.
و در جوابِ جوابِ کامنتم باید عرض کنم :
بله شاید بیش از حد حساس شدم روی این موضوع ولی واقعا اشکالی نداره ؟!
منم تعجب کردم چرا بر علیه شما نوشتن خخخخ
گرچه من به هر حال مخالف معادل سازی واسه زیست هستم چه با شما چه با ایشون :)