غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

این کجا و آن کجا؟!

سه شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۹، ۰۷:۵۹ ب.ظ

 

من چطور می نویسم.

من چطور خوانده می شوم.

 

 

 

 

پ ن: پیشنهاد می شود نظرات را هم بخوانید.​​

  • میخک

نظرات  (۳۶)

منم تعجب کردم چرا بر علیه شما نوشتن خخخخ

 

گرچه من به هر حال مخالف معادل سازی واسه زیست هستم چه با شما چه با ایشون :)

پاسخ:
میشه به خودشون بگی؟ 

ظاهرا حرف شما بهتر شنیده میشه تا من...


به نظر من که خنده دار نیست...
  • ریحانه (=
  • من نظری ندیدم اونجا. 

    البته متوجه نشدم چرا ناراحت شدی... این طوری برداشت کردم که تو به قصد طنز یا یک حرف دلی نوشتی اما جدی برداشت شده🤷‍♀️. 

    به نظرم حرفای جالبی زده بودن اتفاقا. 

    دوست دارم نظر تو هم بدونم. 

    پاسخ:
    اونجا حرف هایی از زبون من گفته شده که حرف های من نیست

    یه بخش هایی شوخی بود و جدی برداشت شده

    نیت من هم کلا عوضی فهمیده شده! 

    ناراحتی نداره؟

    منم حرف هاشون رو قبول دارم! به خودشون هم گفتم! اما خطاب به من؟ با این لحن؟...
  • علیرضا گلرنگیان
  • شاید بشه گفت یه جور نقد و مباحثه‌ی بین وبلاگیه. :)

    گرچه بنظرم نوشته‌ی شما یه نوشته‌ی ساده بود و نه خیلی جدّی. یه جور نامه‌ی طنز.

     

    + راستی اون ناشناسه که مخالف بود من بودم!

    پاسخ:
    بله... :)

    اوهوم. 
    اقای سر به راه خودشون گفتن که کلا پست ها جدان و جوابیه به من نیست...



    + میشه بپرسم چرا از اول با اسم خودتون کامنت ندادین؟

    اقا اشتباه تایپی بود 

    نوشتن *

    و این که خب خودتون بهشون بگین که اشتباه برداشت کردن

     

    بیخیال 

    پاسخ:
    :)
  • جهانِ هیچ
  • همین نظر رو برای اوشون هم کپی میکنم.

    حرف های هر دو از دو نگاه متفاوت کاملا درسته و طبیعتا موافقین و مخالفین خودش رو هم داره.

     

    پاسخ:
    با این نظرتون موافق نیستم

    پست من ایرادات خیلی جدی داره (هرچند اکثرش در قالب طنزه و خیای جدی نیست ولی بازهم) و میشه گفت غلطه
    اما برداشتی که از پست من شده هم غلطه!
    غلط اندر غلط میشه...

    اونطور که من از نوشته تو برداشت کردم منظورت مخالف اونچیزی بود که بیان کردی، یه چیزی بهش میگن... یادم نمیاد... وقتی به طنز حرفتو برعکس بیان میکنی(بخش دوم نوشته ت یه همچین حالتی داشت). 

    و خب وبلاگ ذکر شده رو هم بعضی از بخش هاش رو خوندم، حقیقتش یه طوری نوشته شده بود یه بخش هایی رو متوجه منظورشون نشدم ولی فهمیدم یکم اشتباه متوجه شدن:| و بعضی جاها یه توهینایی کرده بودن حالا به اشخاص مختلف که به مزاج من خوش نیومد:|

    .

    البته ازین اتفاق ها تو فضای مجازی زیاد پیش میاد. شاید به خاطر اینکه ارتباط مستقیم نیست سوتفاهمی میشه یا مطلبی با یه ذهنت قبلی خونده میشه که احتمالا با صحبت کردن حل بشه:)

    پاسخ:
    راستی راستی مشکل از منه :/
    هرکی یه جور برداشت کرده! :/




    اوهوم....

  • این جانب
  • چه متن درستی نوشتین، اون چیزی که شما نوشتین اون طور خونده شده، باید تحلیلهای درست رو خوند و دید.

     

    به نظرتون بهتر نیست کمی تو گفته ها، نحوه کفتن، موضوع و محتوای گفتنمون دقت بیشتری کنیم تا تبعات بیشتری به وجود میاد. 

     

    تا آدم های که دنبال سو استفاده ن، نتونن ازش سو استفاده کنن، جوری حرف بزنیم که آتو ندیم.

     

    بنظرم مخصوصا تو چند پست اخیرتون، مثلا پست های مربوط به قربانیان پرواز و تکریم شهادت سردار سلیمانی تجربه های خوبی بدست آورده باشین، نیت حرفهای ما ممکنه خوب باشه، ولی ظاهر و باطن ش ممکنه خیلی خطرناک، حساسیت برانگیز و خائن شاد کن باشه 

     

    بقول بزرگترای قدیمی نباید حرفایی بزنیم دشمن شادکن و آب به آسیاب خائنین به این مملکت بریزیم، باید یاد بگیریم تو زمین کی داریم بازی میکنیم، بنفع کی داریم قلم میرنیم، اینها تجربه است و ذیقیمت. باید ازش استفاده کنیم.

     

    شما این قلم خیلی خوب و قوی خودتون رو باید غنی تر، محکم تر و منصف تر کنین، اون موقع سطح خودتون رو به عنوان یه فرهیخته میتونین تثبیت کنین، که من خیلی خوشبینم بهش.

     

    ببخشید زیاده روی کردم، قصدم یه نقد کوچیک و دوستانه بود، امیدوارم ازم ناراحت نشده باشین

     

     

     

     

     

    پاسخ:
    اوهوم...
    درست میگید...
    نفس عمیییق! 
    الی تو با این قضیه احساسی برخورد نمیکنی! ازش درس میگیری! الان هم حق نداری بغض کنی!

    باید خیییییلیییییی رو بیانم کار کنم...

    حرفتون در کل درسته. کاملا درسته. اما مصداقی که از خائن دارید (یا شاید هم من فکر میکنم تو ذهنتون دارید) درست نیست! 
    نمیخوام دخالت کنم... نمیخوام از زبون کس دیگه ای حرف بزنم. هرکسی خودش عواقب کارش رو به گردن میگیره. اما تا اونجایی که میشناسمشون به زبان فارسی اهمیت زیادی قائلن! بیشتر از من! فکر نمیکنم قصدشون صدمه زدن به این زبان باشه! یکم واضح حرف نزدن. یکم هم شما تند برداشت کردین...

    عین ماجرای همین پست من :/


    ممنونم ازتون...
    از راهنمایی هاتون استفاده میکنم :)



     

    من ترجیح میدم نظرم رو برای خودم نگه دارم

    اما راجب کامنت های آقای سر به راه باید بگم که من به شخصه چنین انتظاری از ایشون نداشتم که برخوردی به این صورت داشته باشن

    مخصوصا اینکه با آقای هیچ به طرز واقعا بی ادبانه ای صحبت کردن خوشم نیومد 

    درکمال احترامی که نه تنها به ایشون بلکه به تمام رفقای بیانی قائلم باید بگم

    قبل از هر چیزی شیوه ی گفتار ما مهمه

    اصلا اهمیتی نداره که حق با ما باشه یا نباشه تا زمانی که یاد نگرفته باشیم چطور با آدم های دیگه صحبت کنیم و ارتباط برقرار کنیم

    حالا چه اون فرد موافق ما باشه و چه  نظری مخالف مارو داشته باشه.

    مطلب دیگه هم که نیاز میبینم ذکرکنم اینه که نوشته ی سین دال عزیز

    به هیچ عنوان نوشته ی جدی نبود

    نوشته حالت کنایی داشت که سعی می کرد در قالب طنز گرایی  این باور های غلطی که امروزه اکثر افراد نسبت به این لغات جدید که به فارسی برگردانده شدند دارد رو نشونه بگیره

    و این کارو با استفاده از فن کنایه و طنز انجام داده

    لطفا اول نوشته ها رو با دقت بخونید

    بعد کامنت بذارید با تشکر😑

    پاسخ:
    بخش اولش رو درست میگید...

    ولی اعتراف میکنم بخش دومش یکم جدی بود :/ 
    ولی به خدا من نقدناپذیر نیستم! نظرات رو بخونید می بینید که ایراداتی که وارد کردن رو پذیرفتم و قبول کردم. 
    تازه میگم یکم جدی...


    به هر حال ممنون ازتون :دی
  • تاکی تاچیبانا
  • به نظرم شما خیلی حساسیت به خرج دادید، آقای سر به هوا منظورش شما نبودید و این که هدف آقای سر به هوا این بود که قدر زبانمون رو بیشتر از اینا بدونیم و در ثانی این که مسخره شدن آقای حداد عادل هرچند تو بعضی کلمات زیست مطرح شده منطقی نیست، شما قطعا به طنز نوشتید ولی آقای سر به هوا هم که منظورش شما نبودید / منظورش محتوا و اشتباهی که شده بود...

    پاسخ:
    تنها منبعی که آوردن وبلاگ من و به اسم منه. بعد وقتی میگن این دوست بیانی. گفته.... مخاطب از کجا بدونه منظورشون من نیستم؟! :/

    شما خودتون فرض کنید دنبال کننده ی اینجا نیستید و نوشته هام رو نخونده بودید.
    با دیدن تیترها اینطور تصور نمیکردید که اون شبهه ها کپی یا حداقل نقل قولی شبیه به حرف های منن؟
  • این جانب
  • بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

    عزیز دلم،

    من با آقای هیچ یا ***** سابق کاری ندارم، اتفاقا علیرغم اختلافات عقیدتی و دیدگاهی زیاد با ایشون، بشدت دوستش دارم و تو توانایی در نوشتن تحسینش میکنم

     

    من طرفم این تفکره که تیشه به ریشه خودمون میزنه 

    تفکری که مارو به دریوزگی از غرب، خود تحقیریو و خود زنی ترغیب میکنه

     

    همونجا هم گفتم طرف صحبتم شخص نیست، اون تفکریه که وقیحانه دنبال تغییر رسم الخط هستن، حقیرانه فرهنگ و تمدن خودش رو به تمسخر میگیره، و فرهنگ متوحش غربی رو ارجح می‌دونه که جز غارت و غارت و غارت چیزی در  فرهنگ ش نیست.


    ضمنا طنز و کنایه برای اصلاح با تمسخر و تحقیر خودمون خیلی فرق داره 

    اضافه میکنم، نمیشه همزمان نظرات متفاوت و متضاد رو تایید کرد و قبول داشت، نمیشه که همزمان هم رومی بود، هم زنگی!


    و یه پیشنهاد، اینجور پست ها رو موقت نذارید، بذارید بمونه، برای ثبت و استناد و تجربه خوبه، البته شما مختارین و بازم ببخشید اگه جسارتی شده، مطمینا عرض بنده رو یه نقد ساده دوستانه تصور خواهید کرد


    پاسخ:
    منم همینطور...



    اوهوم...

    ممنونم از نظراتتون 

    عام...

    مگه اون پستت شوخی نبود فقط؟ :| یعنی من اشتباه برداشت کردم؟ یا چی؟...

    چرا انقدر جدی گرفته شده؟

    البته با گربه موافقم. کلا این اتفاقا زیاد توی فضای مجازی اتفاق می افته. و خب، آره. یکم اذیت می کنن آدمو. :")

    پاسخ:
    هم شوخی بود و هم نبود

    به هر حال اینی که گفته میشه بود نبود :/


    اوهوم...
    باید بشینم سر جام از این به بعد فقط متن ادبی بنویسم :/

  • هیـ ‌‌‌ـچ
  • ما که خو گرفتیم از مشرق بنویسیم و از مغرب بخونن، شما رو نمی‌دونم...

    این‌که بابت من از دیگران حرف شنیدی، به سهم خودم ازت عذرخواهی می‌کنم اما خودت خوب می‌دونی که میزان عشق من به وطن و تاریخ و ادبیاتمون در چه سطحیه ولی چیزی که هیچ کس نمی‌دونه اینه که تقریباً کسی از اطرافیانم (و حتی غریبه‌ها) نیست که طعم تذکرای من مبنی بر فارسی یا ترجیحاً پارسی، حرف زدن رو نچشیده باشه و حتی بعضی‌ها از من رنجیده‌خاطر هم شدن!

    به قول پدربزرگ مرحومم: خدا رو شکر آبرویی داریم و به خاطر همون آبرو خدا هوامونو داره وگرنه که کلاهمون پسِ معرکه بود :) خدابیامرز یه کهنه‌بازاری بود، حرفاشم با همون ادبیات بازاری بیان می‌کرد :)

    قضاوت‌ها و انگ‌های بی‌رحمانه رو هم در کمال آرامش (چون وجدانم راحته چیزی که مد نظرم بوده، جز خیرخواهی و وطن‌پرستی، چیز دیگه‌ای نبوده و من مسئول طرز فکر بقیه نیستم) واگذار می‌کنم به خدایی که یکی از اسامیش «قاضی» هستش، موعودشم روز قیامت و مکانشم پل صراط!

    مخاطب تمام این حرفام هم شخص شخیص خودت بودی و با بقیه حرفی ندارم اصولاً، چرا که به حرمت کلمه و قلم اعتقاد قوی دارم.

    پاسخ:
    هی....

    جالب اینجاست یکی از اختلافاتی که خود من با شما دارم اینه که معتقدم یکم بیش از اندازه به زبان فارسی کهن اهمیت میدید! :/


    حالا ما هم دیگه داریم زیادی احساسی برداشت میکنیم. میگن منظورشون ما نبودیم. لابد نبودیم دیگه! 


    مچکرم :)
  • تاکی تاچیبانا
  • خب شاید این شبهه پیش بیاد اما دنبال کننده‌های شما خیلی بیشتر از آقای سر به هوان :)

    اینقدر سخت نگیرید، کم کم منم سرم داره درد میگیره از این همه دعوا! و وقتی همه پست آخرم رو بخونن احتمالا بیان منفجر میشه :)

    پاسخ:
    من اصلا فکر نمیکنم اینطور باشه ها
    من کجا و ایشون کجا ! 

    تازه اینهاش مهم نیست. مطلبیه که پست شده و ثبت میشه. من فردا روزی اسم واقعیم رو اینجا بگم و با همون اسم بنویسم زندگی ام رو تحت تاثیر قرار نمیده؟ بهم انگ غرب زده و ضدفرهنگ و خودباخته و... نمیخوره؟! مخصوصا با توجه به سر و شکل وبلاگ ایشون.... حداقل از نظر ظاهر ایشون موجه تر از من هستن و حرفشون قابل استنادتر!


    خواهش میکنم این کار رو نکنید! پست های قبلی اتون به نظرم کافی بودن... :/
    چرا میخواید قبل از رفتن از بیان یه ویرونه بذارید؟! آیا این انصافه؟!


  • تاکی تاچیبانا
  • مسئله پستای شما نیست که ادبی هستن یا انتقادی! مسئله یه چیز دیگه است که فکر نکنم شما خوشتون بیاد بگم :) کلا به شما ربطی نداره و خودتون رو ناراحت نکنید :)

    پاسخ:
    اینطوری که میگید من هیچکاری از دستم بر نمیاد غیر اینکه اصرار کنم بگید مسئله چیه پس؟! :/
  • تاکی تاچیبانا
  • خانم محترم! دیگه منم یه جوری دارم عصبانی میشم! به خدا کسی به شما کاری نداره و اصلا منظور آقای سر به هوا شما نیستید! حالا اگه خیلی کنجکاو بودید تو خصوصی میگم! مشکلی نداره به خدا!

    غرب زده چیه دیگه؟ انگ چیه دیگه؟ کسی به شما چیکار داره اصلا؟ بحث چیز دیگه‌ای اصلا!

     

    اینجوری که میگید پس، فردا که منم اسم و عکسم بین چند نفر (حداقل این خودمونی‌ها) آشکار بشه فردا میگن عه این بود تو وبلاگ قبلیش چرت و پرت مینوشت! ولی خب چیکار کنم؟ وحی منذر نیستم که! قرآن نیستم که بگم متن و حالتم تغییر نمیکنه! فقط این که روز به روز بهتر میشه همین!

     

    اینجوری منو میترسونید که آدرس جدیدم رو به بقیه ندم...

    پاسخ:
    آخه چرت و پرت یه چیزه! غرب زده یه چیز دیگه! یکی سلیقه ایه و دیگری....




    بلی درست میگید! آدم عوض میشه دیگه! من خودم از زمان قبل و بعد از انتشار اون پست نظراتم عوض شده! یه چیزهایی رو توجه نمیکردم و الان میکنم. یه چیزهایی رو نمی دیدم و الان می بینم. چه برسه به طولانی مدت!



    نمی دونم...
    امروز تصادفا چند نفر بهم گفتن که احتیاط کنیم و بیان ناامنه و اینها... 
    منم ترسوندن! :/



    کنجکاو هستم!
  • سُولْوِیْگ 🌻
  • چه باکلاس! به پستات واکنش نشون می‌دن در پست‌های جداگانه. :دی

    راستش منم بخش زیادی از پستت رو به حالت شوخی خوندم. با بخش‌هایی‌ش هم موافق بودم. مثلا چیزی که درمورد نامانوس بودن و اینا گفته بودی، این‌که عادت نداریم بهشون.

    پست ایشون خیلی طولانی بود واقعا، و من هم یه بخش‌هایی‌ش رو اصلا متوجه نشدم. ولی به نظرم بعضی جاها دچار سوءتفاهم شده بودن. مثلا چیزی که تو درمورد مشورت با صاحبان علم گفته بودی به نظرم کاملا منطقی بود. من این‌طوری برداشت کردم که تو می‌گی آقا این کلمه جدیدی که ساخته‌ید رو به متخصص اون علم نشون بدید، ببینید باهم هم‌خوانی دارن یا نه. ایشون انگار کلا یه چیز دیگه برداشت کرده بودن.

    نمی‌دونم والا. 

    ولی بهت حق می‌دم یه خرده ناراحت شی. من بودم می‌شدم به نظرم‌. :دی

    پاسخ:
    تاحالا از این زاویه دید بهش نگاه نکرده بودم!
    ممنونم سلویگ جان! :)))

    برای تو هم سوتفاهم شده. من نگفتم اهل علم! من هیچ وقت چنین جسارتی نمیکنم! که بیام بگم اینها علمش رو ندارن و بلد نیستن و..‌ اصلا! در جایگاهی نیستم که نظر بدم! گفتم وزارت علوم. چون دانشگاه کلماتی که مدرسه بهمون یاد میده رو قبول نداره! همین!


    :)

    خب مثل اینکه منم وارد عمل شدم :)

    اونجا کامنتی رو فرستادم که قرار بود اینجا بفرستم.

    لطفا بخونینش :)

    پاسخ:
    تکبیر! :دی
    آقا شما معلومه حسابی چشمتون ترسیده ها!  :))
    واقعا این نظر که گفتنش ترس نداشت! خیلی ها به روش های مختلف گفتنش! 

    :)

  • آقای سر به‍ راه
  • خب من یه اشتباه کردم گویا اینکه تو خود متن آمدم بدون اوردن عین جمله طرف فقط اشاره کردم و این شد

    دفعه بعد مورد مشابه همونطور که گفتم نباید از کسی اسم بیارم!

     

    @ناشناس

    جالبه که تنها کسی که جدا اسم ازش نیاوردم و خود شخصش برام مهم نبود خود @هیچ بود حالا نمیدونم چجوری به شکل بی ادبانه ای @هیچ مخاطب قرار دادم

    پاسخ:
    خب وقتی اسم یه نفر رو میارید بعد نصف حرف های اون شخص رو میگید و مابقی حرف های خودتون رو از زبون شخص دیگری که ازش اسم برده نمیشه... معلومه سوتفاهم پیش میاد!

    منم یکم احساساتی شدم. قبول دارم این رو.



    حالا نمیخوام دخالت کنم ها
    اون ناشناس هرچی گفته خودش میدونه
    ولی به صورت کلی اسم شما و آقای سر به هوا واقعا گیج کننده است! :/
    مثلا همون کامنت رو که خوندم فکر کردم مخاطبش اقای سر به هواست...

    بازهم میگم هیچ دخالتی نمیکنم
    خود ناشناس بیاد جواب بده :/

    فقط یه‌چیزی بگم: خیلی خوش‌حالم که بالاخره این اتفاق رخ داد؛ یکی برای پست یک نفر دیگه تحلیل و بررسی نوشت و نقد کرد و همین‌طور گسترشش داد. داریم برمی‌گردیم به روزهای طلایی وبلاگ‌نویسی. :))

    ایشالا مطلب محمدرضا (سر به راه عزیز) رو می‌خونم و نظرم رو هم به صورت خصوصی و هم به صورت عمومی می‌گم. فعلاً که پایان‌ترم‌ها زخمی‌مون کرده. ://

     

    پ.ن: برای نمایشگاه مجازی کتاب برنامه ندارین احیاناً؟ بن گرفتین؟ فردا شروع می‌شه‌ها. :)))

    پاسخ:
    همه چرا به طرف خوب قضیه توجه میکنن؟؟!!  متاسفم براتون که عادت کردین همیشه نیمه ی پر لیوان رو ببینین!! واقعا که! 😅


    خسته نباشید مهندس :)
    انشالله که با موفقیت پشت سر میذاریدشون :)


    خوب شد یادم انداختین ها!!!
  • Violet J Aron ❀
  • پستت سر و صدا کرده:/

    عجب...

    پاسخ:
    اوهوم... :/

    اون عجب به چه معناییه دقیقا؟ :)))
  • Violet J Aron ❀
  • این که به پستت واکنش نشون دادن D:

    زبونم قاصره. چی شد اصلا!

    پاسخ:
    اخه کجاش عجیبه؟ :/

    نه اینکه چه واکنشی نشون دادن... کلا واکنش نشون دادن عجیبه؟ قبلاها خیلی مد بودها.


    واقعا! :(
  • Violet J Aron ❀
  • ولی کلا بیا دیگه از این چیزا ننویس:))

    دور بعدی شر نشه یه وقت:/

    پاسخ:
    می دونی وفتی اون پست رو نوشتم با خودم گفتم یکی باید من رو از پریزبرق بکشه :/ افتادم رو دور تند همه اش جنجالی مینویسم! 

    جالب اینجاست هنوز هم به حس میکنم به برق وصلم... :/ 
  • Violet J Aron ❀
  • تا حالا ندیده بودم راستش...

    ولی اره؛ مدلی که واکنش نشون دادن عجیب بوده!

    پاسخ:
    تازه فهمیدم چرا این رسم مدتیه برچیده شده
    همه ترجیح میدن سرشون تو لاک خودشون باشه تا سوتفاهم نشه...

    الان یادم اومد!
    من خودم هم یه بار پست در جواب (بهتره بگم در تکمیل) یه بلاگر دیگه نوشتم! اینهم لینکش!

    اوهوم... 
  • Violet J Aron ❀
  • واو چه جالب!

    پس این دومین بارم شد که همچین چیزی میبینم! D:

    پاسخ:
    :)



    راستی وایولت!
    اقای ساربان هم همین تازگیا به پست من جوابیه نوشتن

    @alireza.z.i

    یعنی واقعا خوبه همچین چیزی؟ اینکه اینطوری تحلیل می‌شه؟

    عجب :)

     

    والا من خجالت می‌کشم پست بقیه رو لینک کنم.

    پاسخ:
    به این شکل فکر نمیکنم...
    ولی خب کلا اینکه وبلاگ ها هرکدوم در جزیره ای جدا نباشن و با هم تعامل داشته باشن و پست های همدیگه رو تحلیل کنن خوبه.



    چرا خجالت؟

    آهان! این هم بخشی از احتیاطات شماست...

    بله درسته.

     

     

     

    اگه اون طرف که لینک می‌کنم خانوم باشه منظورمه! 

    پاسخ:
    :)


    چرا؟! :/

     

     

    من از جنسیت مذکرم دیگه!

    بعد چیزه 

    در واقع همینجا هم ترسی داره.

    باز سوء تفاهمی پیش بیاد و ...

    قبلا همچین اتفاقی برام افتاد البته نه اینجا یک سرویس دیگه.

    :))

    پاسخ:
    همونطور که گفتم
    چشمتون ترسیده...

    مار گزیده از ریسمون سیاه و سفید هم میترسه...

    در پاسخ به امیر +:

    آره عزیز دل، از عالی هم عالی‌تره! می‌تونی به چشم یک بحث و گفتگو بهش نگاه کنی که طی اون مطلب، مفهوم، منظور، نکته و معنای اصلی مطرح شده پخته‌تر می‌شه. :) فکر کن حداقل یک‌سوم وبلاگ‌نویس‌های بیان این کار رو بکنن، چه چیزی می‌شه! :)))

    پاسخ:
    :)

    کلی نوشتم ولی پاک کردم همه‌اش رو. :/ از ترس حاشیه. :|

    فقط بگم که آقای سر به راه خوش‌قلب(سر به هوای سابق | محمدرضا) و هیچ عزیزم از دوستان واقعاً خوبم هستن و قطعاً قصدشون بی‌احترامی و... نبوده و این حرف‌ها و موضوعات ارزش این اختلافات رو نداره. :))))

    پاسخ:
    فکر کنم تنها کسی که حرف هاش رو رک میزنه منم :/
    همه اتون محافظه کارید! :/



    آقای سر به راه همون آقای سر به هوان؟ آقا من گیج شدم! جالبه با آقای این جانب هم قاطی اشون میکردم :/ معلومه چقد تو اسم ها خنگم؟ :/



  • فاطمه حسینی
  • عجب عجب عجب

    دقیقا یکی از مهم ترین دلایلی که باعث میشه من هیچ وقت چنین مطالبی رو منتشر نکنم همینه

    پاسخ:
    اوهوم...
  • سُولْوِیْگ 🌻
  • آهان، عجب!!

    پس حرفت تو ذهنم با حرف یکی دیگه قاطی شده. وایولت بود؟ شایدم یه جای دیگه بود که خوندم یه سری از این معادل هایی که انتخاب کردن اصلا معنی دیگه ای می ده.

    ولی خب وزارت علوم.. این دیگه واقعا منطقیه. :/

    پاسخ:
    اوهوم...

    ظاهرا تو ذهن همه قاطی شده! :/
    مشکل از خودمه لابد!
  • علیرضا گلرنگیان
  • چون هنوز چند تا از نظراتم رو پاسخ نداده بودم و اگه اینجا رو میخوندن و متوجّه من می‌شدن، شاید به دل می‌گرفتند. :)

    پاسخ:
    این هم حرفیه! :)

    در پاسخ به alireaza .z.i :

    پس بریم دعوا کنیم :)))


     

    صرفا جهت آگاهیتون:

    «آقای سر به راه» همون «آقای سر به هوا» هستن که تقریبا روز ۴۸اُم (تاریخش هم یادم مونده!!) اسمشون رو تغییر دادن. 

    حالا یک عده که صمیمی‌تر هستن با ایشون، به اسم محمدرضا صداشون می‌کنن :)

    ضمن اینکه ایشون از کدنویس‌های خفن بیان هم هستن.

     


     

    و در جوابِ جوابِ کامنتم باید عرض کنم : 

    بله شاید بیش از حد حساس شدم روی این موضوع ولی واقعا اشکالی نداره ؟!

    پاسخ:
    دیگه نه در این حد! :دی



    ممنون از آگاه سازی :)



    حرفی که شما زدین؟ واقعا اشکالی نداره!!

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.