پاره ای توضیحات/ موقت
دلم میخواد فریاد بزنم!
بگم به هرچی باور دارید و ندارید قسم تضادی در کار نیست!
یه چیزی هست به نام حد وسط
یه کسایی هستن که هم دلشوره ی آمار کرونا رو دارن و تمام تلاششون رو می کنن اطرافیانشون رو مجاب کنن که رعایت کنن و با دریغ کردن یه ماسک ساده سلامتی بقیه رو به خطر نندازن، هم دلشون برای نماز جمعه و هیئت ها و مراسم ایام فاطمیه تنگ شده باشه، هم هنوز هم تو حسرت پیاده روی اربعین می سوزن، هم داغدار سردار دلها هستن، هم برای از دست دادن 170 نفر از هم وطن هاشون ناراحت.
ناراحت به اندازه ی دوخط ابراز هم دردی، نه بیشتر نه کمتر.
نه قد یه کوه غم و نه بی تفاوت.
بعضی ها هستن که موقع محاکمه نگاه نمی کنن ببینن کی این کار رو انجام داده و بعد بهش تخفیف بدن. نادیده بگیرنش یا بکونش. کسایی که به خود اون کار غلط اعتراض دارن نه جریان های سیاسی...
چه گرونی، چه قیمت دلال، چه آمار مرگ و میر کرونا، چه و چه و چه...
دلم میخواد فریاد بزنم.
بگم رفتارهای ما معنا دارن
اصلا تعریف کنش همین بود نه؟ رفتارهای بامعنا. که معناش میتونه شبیه به چیزی که در ذهن خودمون بوده باشه و یا کاملا متفاوت
بگم وقتی سعی می کنم رفتارهاتون رو براتون معنی کنم تهمت نمی زنم! آره من تند حرف می زنم، زننده صحبت می کنم، اما دست خودم نیست. احساس کردم میشه بدون رعایت تشریفات و احترامات باهاتون حرف زد. معذرت می خوام که اشتباه کردم. معذرت می خوام اگه کارم به بی ادبی کشیده. من فقط خواستم نمای بیرونی رفتارتون رو بهتون نشون بدم! نگفتم هدف شما ال بوده و بل بوده. گفتم این نتیجه رو داره. و هنوز هم رو حرفم هستم.
دلم میخواد فریاد بزنم.
بگم من با کسی بحث میکنم که فکر می کنم زبونم رو می فهمه. نه با غریبه ها. نه با کسایی که فکر می کنم از سیاره ی دیگه ای اومدن. با اونهایی که به این نتیجه رسیدم طرز فکرمون شبیهه. مانور میدم روی نقاط اختلاف نظر. مستقیم میرم سر اصل مطلب و شاید بد منظورم رو می رسونم. و از این بابت متاسفم.
دلم میخواد فریاد بزنم.
بگم حسرت این رو می خورم که کاش جای بعضی ها بودم. کسایی که میتونن نماینده اعتقاداتشون باشن. نماینده ی دین و آیینشون. کسایی که سفت پای مقدساتشون وایستادن. ولی نه سواد کافی دارم، نه جرئتش رو، و نه تحمل سنگینی این بار رو.
دلم میخواد فریاد بزنم.
بگم با اینکه خیلی هامون از چنین بحث هایی فرار میکنیم، اما باز هم نماینده ی اعتقادات خودمونیم. نماینده ی جامعه ای که ازش اومدیم. یه چیزهاییه که بهمون وصله و جدا شدنی هم نیست. توی تار و پود وجودمون دیده میشه. توی مطالبمون دیده میشه. توی وبلاگمون دیده میشه. و این بد نیست! چطور میتونه بد باشه؟!
دلم میخواد فریاد بزنم....
- ۹۹/۱۰/۱۹
می شه با هم فریاد بزنیم؟