برای بدرقه ی پاییز می خوانم...
دوباره شور پاییزی به شور افکنده دل ها را / دوباره نغمه ی باران، به یغما برده دل ها را
دوباره عطر نارستان، سفر از پشت هیچستان / دوباره خنده ی شبنم، معطر کرده دل ها را
دوباره زردی برگی، شده همرنگ رخسارم / دوباره یاد رخساری، به عشق آلوده دل ها را
دوباره عشق او کرده، مرا مجنون تر از مجنون / جنونش خواهشم کرده، ز جان برکنده دل ها را
پ ن: این شعر را حوالی یلدای سه سال پیش نوشتم. عجیب است که کاغذش را باز در حوالی یلدا پیدا کردم...
پ ن2: کم کم هم خودم هم شک می کنم نکند جدا عاشق بوده ام؟ :/
- ۹۹/۰۹/۲۹
از این شعراست که اول مراسمای شب یلدا تو مدرسه میخونیم @_@
خیلی قشنگ بود!!!!
حیف شد که رتبه وبلاگا تو سئو زیاد بالا نمیشه... وگرنه مثلا یه روزی یه دانش آموزی که مجری شب یلدای مدرسه است به این شعر برمیخورد و سر صف میخوندش... :)