شفاف سازی
برون گرا به شخص خوش سر و زبانی که در اکثر جمع ها می درخشد و دوستان زیادی دارد و با همه خیلی راحت بگو بخند می کند و همه ی احساسات و افکارش را به آسانی به زبان می آورد گفته نمی شود!
برون گرا شخصی است که نیاز بیشتری به ارتباطات دارد. انسانی که بیشتر انرژی اش را از محیط بیرونی و تعامل با انسان های دیگر دریافت می کند؛ بنابراین فرد برون گرا احتیاج بیشتری به بروز دادن خودش و احساسات و افکارش و همچین دریافت احساسات و افکار دیگران دارد.
شما معمولا برون گراها را به عنوان شخص خوش سر و زبانی که در اکثر جمع ها می درخشد و دوستان زیادی دارد و با همه خیلی راحت بگو بخند می کند و همه ی احساسات و افکارش را به آسانی به زبان می آورد می شناسید چون تبدیل شدن به چنین شخصیتی برای برون گراها اولویت بالاتری دارد! یکی از دغدغه های اصلی برون گرا ها رسیدن به همین جایگاه هست و به الطبع تلاش بیشتری در این راه می کنند. یک درونگرا در گوشه ی دنج خودش نشسته و از آرامش و تنهایی خودش لذت می برد و شاید بعضی وقتها به سرش بزند که کاش من هم مثل فلان برون گرا می توانستم ارتباطات بهتری داشته باشم یا این را دغدغه ی خودشان معرفی می کنند که هر از چند گاهی آزارشان می دهد، در حالی که یک برون گرا اگر به ارتباطات بهتر نرسد... خلاصه می گویم دق می کند! برای او بیرون مهم تر است و احساس می کند باید بتواند دنیای بیرون و آدم هایش را به خوبی مدیریت کند و خودش را در جامعه ی بیرونی تعریف کند.
پی نوشت : دیدم خیلی از بلاگرها درون گرا هستن و تعریف چندان خوبی هم از برون گرایی ندارن. احساس کردم باید شفاف سازی کنم یکم.
- ۹۹/۰۸/۱۴

یه چیزی که بعضیا متوجه نمیشن اینه که همونطور که برونگرای خجالتی داریم، درونگرای اجتماعی هم داریم!
مثلا من خودم درونگرایی هستم که از اجتماعی بودن و بگو بخند کردن لذت نمی برم، ولی توش خوبم. در عوض برونگرایی میشناسم که از اینکه نمیتونه با مردم خوب ارتباط کنه خیلی اعصابش خورد میشه.
نمیدونم این تعریفم درسته یا نه، ولی درونگرا از تنهایی لذت می بره، برونگرا از با بقیه بودن. بعضیاشون توی این دو کار خوب نیستن.