بازهم کرونا...
می خواهم از هفته ی وحدت بنویسم، نمی توانم.
از روز بسیج دانش آموز و فلسفه اش بنویسم، نمی توانم.
از میلاد پیامبر اکرم (ص) و حکایت هایی راجع به ایشان بنویسم، نمی توانم.
می خواهم از خودم بنویسم، نمی توانم.
از شادی هایم بنویسم، نمی توانم.
گوشه ای از غم هایم را بنویسم، نمی توانم.
دلشوره ها و بی تابی هایم را بنویسم، نمی توانم.
میخواهم از روزهای خوب و شیرین بنویسم، نمی توانم.
از تلخی این زهر بنویسم، نمی توانم.
اصلا چه نیازی هست به نوشتن و چه نیازی هست به خواندن؟
وقتی همه چیز در یک نیم جمله ی ساده خلاصه می شود :« کروناست... »
- ۹۹/۰۸/۱۳

زبان قاصر است...