غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

مرض ماهی....

چهارشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۹، ۱۰:۵۹ ق.ظ

لم داده روی مبل راحتی، پاهایش را دراز کرده، دارد خرمالو می خورد و از غم و اندوه می گوید. از درد ماهی ها می گوید. نمی شود که جوابش را ندهم!

 

ببین سین دال جان، ماهی ها شبیه ترین  موجودات به آدم ها هستند. عاشق به دنیا می آیند اما عاشق نمی مانند. شاید فراموش می کنند یا شاید انتخاب می کنند که خودشان را به فراموشی بزنند. شاید بعدا دوباره عاشق شدند، شاید هم نه. معمولا گرفتار علف های هرز و خزه ها و تکه سنگ های بی ارزش می شوند. بعد اسم وابستگی های مسخره ی خودشان را می گذارند عشق! آدم ها دروغگو ترین موجودات جهان اند‌. از همه بیشتر هم به خودشان دروغ می گویند. مثل همین نوشته ی مثلا پر اشک و آه و احساساتی تو! داری با این حرف ها داری خودت را گول می زنی. مظلوم کجا بود خواهر من؟

 

فراموش کاری هم شد ویژگی مثبت؟ جدی؟ خجالت نمی کشی؟ چقدر خوب با جمله ی تقصیر خودشان نیست... گناه مردم را می شوری! همه چیز را می اندازی گردن این کروموزوم های بدبخت! اساس ژنتیک آدم ها به یاد آوردن است. مثل یک معما که یک عالمه راهنما در اختیارت گذاشته اند تا بتوانی به جواب برسی. اصلا تو زندگی می کنی که به این جواب لعنتی برسی! اگر نه که برو سرت را بگذار زمین و بمیر! هی بیخودی از ترس و اضطراب و غصه ی فراموشی شعر های قشنگ قشنگ ننویس! دروغ نگو که چشم هایت همیشه پشت سرت دنبال چیزی گشته و پیدا نکرده! همه ی اینها انتخاب خودت است. آدمی که نخواهد اصالتش را به یاد بیاورد محکوم است به غرق شدن. در دریای گناه یا مرگ، فرقی ندارد.  همان بهتر که موج ها جنازه ی آش و لاشش را پرت کنند به سمت یک ساحل. 

 

تو دیگر وقاحت را به اوج خودش رسانده ای!! زبان داری دو متر و بیست سانت! آن وقت خودت را زبان بسته و ناتوان صدا می زنی؟! به بقیه چه که عرضه نداری حرف واقعی ات را بگویی و عمرت را با خزعبل گویی حرام می کنی؟ دغدغه ات شده قسمت بعدی فلان سریال عاشقانه و متفاوت بودن حاشیه ی روسری ات از شال دخترعموی پریسا ! روزانه هزار هزار بار دهانت را باز و بسته می کنی و یک حرف حسابی هم از تو شنیده نمی شود! ماهی گیر بیچاره چه گناهی دارد؟

 

از ماهی گیر پیر بگویی برایتان. از زن آلزایمری و دختر جوان مریضش. از سرفه های شدید و خون هایی که هر روز بالا می آورد. بعد تو در خانه ی خودت هم نمی توانی راهت را پیدا کنی و زود افسرده می شوی و می ترسی یک وقت حساس تنهایی کند؟ برو عین بچه ی آدم یک دوست و همراه برای خودت پیدا کن! برو زندگی کن! بجای افسانه سرایی برو واقعا عاشقی کن! 

 

زندگی تراژدی نیست. زندگی درست مثل قصه ی ماهی هاست. آدم ها شبیه ترین موجودات به ماهی ها هستند. حالا بعضی هایشان بات لات بازی در می آورند و کوسه می شوند و می افتند به جان هم نوعانشان. بعضی هایشان هم خودشان را مظلوم می خوانند و ضعف هایشان را ژنتیکی و حاصل جبر دنیا قلمداد می کنند. آدم ها نمی خواهند باور کنند موجودات دیگر هم دل دارند. تنگ بی گناه را می شکنند. در رودخانه سیر می کنند و هیچ وقت یک دل سیر تماشایش نمیکنند. دریا با آن عظمتش را ارث پدری خود می دانند. قدر نعمت هایی که بهشان داده شده را نمی فهمند. نمی خواهند که بفهمند. اگر خدایی نکرده یک لحظه چشمشان به حقیقت باز شد هم دو ثانیه طول نمی کشد تا فراموشش کنند. ماهی ها حتی مهتاب را فراموش می کنند. عشق را فراموش می کنند....

  • میخک

نظرات  (۱۵)

  • Sepideh Adliepour
  • تنگشونو هم فراموش می کنن!

    با اینکه دقیقا مثل آدم ها هوش بالایی دارن

    خودشون می خوان که فراموش کنن

    تقصیر خودشونه که فراموش می کنن! بخاطر همین من محکومشون میکنم ، شاید اگه واقعا تقصیر خودشون نبود اگه واقعا بخاطر ژنتیکشون بود حرفی نبود

    اونها هم مثل آدم ها موجودات وفاداری نیستن، دنبال منفعتشونن، اگه مثل یه تنگ باشی بهشون نفس بدی، زندگی بدی وقتی هیچ دریایی وجود نداره، به محض اینکه دریا رو ببینن اون رو بهت ترجیح میدن!

    به تنگ گوشه اتاق که یه زمانی خاک می خورد زندگی می بخشن با وجودشون اما بعد به طرز وحشتناکی اون زندگی رو میگیرن، بیشتر و بدتر اون تنگ بیچاره رو می کشن...


    +نمی دونم چرا این چند روز به جز ماهی ها نمیتونم به چیز دیگه ای فکر کنم!

    پاسخ:
    همه چیز رو فراموش می کنن‌....
    اوهوم...

    منم انداختی تو فکر ماهی ها! :)
    می دونی
    من نم دونم چرا بیشتر با ماهی ها همذات پنداری می کنم تا تنگ و دریا و...

    سلام.

    چه خوب بود.

    اون اعتیادم روش کار مکنم💪

    پاسخ:
    علیک سلام :)
    ممنون، لطف دارین :)
    :)

    یعنیاااا ( *____* )

     

    هم قشنگ می نویسی هم قشنگ خودتو نقد می کنی :))

    کلا قشنگه :)

     

    پاسخ:
    :)))
    مرسی لطف داری :)
  • هیـ ‌‌‌ـچ
  • فراموشی! چقدر دلم می‌خواد یه دور هاردم فرمت شه و تمام خاطراتم یادم بره، اما حیف که این هارده هر دکمه‌ای روش داره به جز این یه مورد! هعی...

    پاسخ:
    آقای هیچ یه حرفی توی گلوم گیر کرده. میگم ولی شاید دوباره پاکش کردم :/

    درمورد داستان شما ( البته اگه منظورتون از فراموش نشدنی رو درست متوجه شده باشم) مطمئنید که این اعتیاد نیست؟ وقتی خودتون خواستین فراموش کنین و نتونستین‌‌‌... 
    من نمی گم از عشقتون بگذرین. از کسایی که میگن از عشقت بگذر هم نفرت دارم. فقط میگم یا زنگی زنگ یا رومی روم. یا پا شید دست به یه عملیات انتحاری بزنید و خلاصه یه کار جدی بکنید برای به دست آوردنش( من واقعا نمیدونم چه کاری میشه کرد که شما نکردین! شاید یه کار دیوانه وار. اگه آدم مجنون باشه باید نشانه هایی از جنون داشته باشه یا نه؟!) یا اگه نمیشه... 

    اگه به فراموش کردن باشه

    ماهی بودن میتونه خیلی چیز خوبی باشه

    شاید هم نه، نمیدونم

    چرا اینقدر مطالب در تضاد با همدیگه هستن؟

    مخصوصا راجب ماهی ها!...

    پاسخ:
    وقتی از فراموش کردن در عذابی نه، اصلا چیز خوبی نیست
    سپیده میگم
    تاحالا نشده بخاطر فراموش کردن عذاب بکشی؟
    تاحالا نشده آدم بده ی قصه خودت باشی، فقط بخاطر یه فراموشی مسخره
    ذهن آدم بدجور باهاش بازی میکنه
    این فراموش کردن هم غیر ارادیه و هم نه
    گفتم که
    اساس ژنتیک آدم ها به یاد آوردن است...




  • هیـ ‌‌‌ـچ
  • منظورم به طور کلی بود که حافظه‌ام خوبه و اختیاری نیست و این یه قلم ارثیه! در مورد همه چیز زندگیم هم صدق می‌کنه و نه لزوماً لکنتم... متوجه منظورتون هستم و خیلی هم تلاش کردم اما خب اختیاری نیست متأسفانه!

    مرسی از نظر لطف و محبتت دوست خوبم :)

    پاسخ:
    برای عموم مسایل حافظه قابل کنترله به نظرم
    سخته ها ولی میشه


    نه منظورم سکوت یا لکنت نبود. ( در رابطه با سکوت ترجیح دادم به کل سکوت کنم من)

    منظورم عشق بود صرفا. اسم جدیدشون چی میشه؟ (همه کس؟) و خب فک کنم خودتون هم متوجه شدید. البته که خودتون هزار برابر دیگرانی که از همه جا بی خبرن به تمام جنبه های این ماجرا نگاه کردین. و خیلی خیلی بهتر از من می دونین که عمر و جوونی و زندگی اتونه که داره میره...

    یه قسمت از ذهن آدم تا ابد درگیر اون عشق می مونه... اما شاید بشه کمرنگش کرد و از زندگی که هست لذت برد. شاید بشه دوباره عاشق شد حتی! شاید هم حرف های من فقط ظاهرش کثیف نیست و سر تا پا پر از خیانت و کثافته! خودم هم مطمین نیستم در شرایط مشابه بتونم یا اصلا کار درست همین باشه یا نه. نمی دونم...

    بازهم شرمنده اگه فضولی کردم در امور شخصی اتون :)

  • هیـ ‌‌‌ـچ
  • عه چرا؟ :/

    «دخترک» دیگه نیست :)

    پاسخ:
    سکوت...

    تو دلتون هم نیست؟
    اصلا به من چه که دارم می پرسم! :/

    به هر حال
    ایشالا عاقبت به خیر بشی مادر :)

    وقتی شبیه ماهی باشی

    فراموش کردنتو هم فراموش میکنی

    آدم بده بودنت هم فراموش میکنی

    عذاب نمیکشی چون فراموش میکنی!

    خیلی زود!

    اگه بخاطر فراموش کردنت عذاب بکشی بیشتر از اونکه شبیه ماهی ها باشی( با فرض اینکه زود فراموش می کنن) شبیه آدم هایی

    که اینجا دقیقا همون حرفیه که به همه چیز

    (هیچ) زدی یا زنگی زنگی یا رومی رومی!

    اینکه یه ماهی باشی برای خودت ساده تره

    تا اینکه یه آدم مثل ماهی توی زندگیت داشته باشی!

     

     

     

    پاسخ:
    در جست و جوی دوری رو دیدی؟ 
    یاد اون افتادم :)
    وقتی میگفتم یادم نمیاد... یه چیزیه که یادم نمیاد...
    یا حتی اسم تو... وقتی میگفت اسمش رو فراموش کردم. اسم کسی که نمی خواستم فراموش کنم...
    میدونم چرت و پرت و بی ربط شد
    ولی بازهم
    ذهن نمی تونه کاملا فراموش کنه
    نمی تونه راحت و بی خیال باشه
    در بهترین (بدترین؟) حالت می اندازتش ته ته ناخوداگاه
    و به شکل های عجیب و غریبی مدام بهت یادآوری اش میکته



    تاحالا از زاویه دید یه آدم مثل ماهی به دنیا نگاه کردی؟ 
  • هیـ ‌‌‌ـچ
  • خب، چرا سکوت؟!

    شما که تاج سری، منتها یه چی شد که دیگه دیدم بهش فکر نکنم صلاح‌تره، اگر هم توضیح نمیدم تنها دلیلش اینه که تداعی شدنش، برام ناراحت‌کننده است وگرنه کی از شما رفقام، مَحرم‌تر و آشناتر؟ :)

    پاسخ:
    ام... شاید بعدا گفتم :)


    شاید باید بگم چه خوب...

    معذرت می خوام که ناراحتتون کردم
    حلالم کنید لطفا...
  • هیـ ‌‌‌ـچ
  • نه بابا چیو ببخشم و حلال کنم وقتی ناراحت نشدم؟! این قدر سخت نگیر زندگی رو ;)

    پاسخ:
    :)
    چشم

  • |•° ن.م °•|
  • بله منم ماهی قرمز در خدمت شما :)

    پاسخ:
    خوشبختم :) 

    میدونی سین از نظر من فرق میکنه

    بین کسی که همه چیز رو فراموش میکنه با کسی که فقط بعضی چیزا رو فراموش میکنه

    یه آدمی که همه چیز رو فراموش میکنه آلزایمر داره مثلا شرایطش واقعا متفاوته

    کسی از اینکه فراموشش میکنه ازش دلخور نمیشه

    اما بقیه آدم ها

    اونها نمیتونن فراموش کنن یعنی اصولا چیز هایی که براشون مهمه رو فراموش نمی کنن و نمیتونن بکنن

    مثل اینه که یه آدم سالم اسم عشقش رد فراموش کنه خب این واقعا منطقیه؟

    نیست!

    مگه میشه اصلا امکان نداره!

    اگه فراموش میکنه یعنی اهمیت نداره

    پاسخ:
    ماهی ها که آلزایمرشون از لحاظ علمی ثابت شده هست
    بریم سر وقت آدم ها
    ساده انگارانش اینه که بندازیم گردن زرق و برق دنیا و ذهن غیر قابل کنترلمون
    بی رحمانه اش هم اینه که سختی شرایط عاشق موندن رو نادیده بگیریم
    آدم ها خواه نا خواه بعضی وقتها فراموش می کنن
    هرچقدر هم عاشق باشن فراموش میکنن
    دوباره به یاد آوردنه که مهمه
    برگشتنه که مهمه
  • نسیم بهاری
  • وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ«حشر9»

    وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُکِّرَ بِآیَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِیَ مَا قَدَّمَتْ یَدَاهُ«کهف 57»

    دوستش داشتم متن رو :)

    پاسخ:
    و ما (پس از اتمام حجت) بر دلهایشان پرده‌ها (ی جهل و قساوت) انداختیم تا دیگر آیات ما را فهم نکنند، و گوش آنها را (از شنیدن سخن حق) سنگین ساختیم و اگر به هدایتشان بخوانی دیگر ابدا هدایت نخواهند یافت...

    ترسناکه نه؟ :)
    ممنون :)
    لطف داشتی :)
  • نسیم بهاری
  • آرههه خیلی ترسناکه!-_-

     موچ موچD:

    پاسخ:
    اوهوم! :/
    :))
    [گونه های گل انداخته]
  • نسیم بهاری
  • *نیشخند پهن*

    پاسخ:
    :))

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.