مجازی در مجازی
کتاب جذابی دستم می گیرم و با ولع می خوانم. هم زمان با لذت بردن از کتاب نظراتم را هم به ذهن می سپارم که بعدا پست مفصلی راجبش بنویسم. کتاب که تمام می شود، با خودم می گویم تاحالا چند شخصیت برجسته برای این کتاب نقد نوشته اند؟ نظر من بی نام و نشان به درد چه کسی می خورد؟ با بی میلی گوشی ام را بر می دارم. اتصال داده را روشن می کنم. می بینم حجم بسته ام تمام شده. اصلا بهتر! من که نمی خواستم متنی را پست کنم. نوشته ام با تک تک جملات و جزئیاتش در ذهنم باقی می ماند تا به مرور فراموشش کنم. گوشی را پرت می کنم روی تخت و به بقیه ی کارهایم می رسم.
یک اتفاق جالب می افتد. در ظاهر بی اهمیت اما ایده ای در ذهنم جرقه می زند. چشمانم می درخشند. فورا به سراغ گوشی ام می روم. اتصال داده را روشن می کنم. بسته ام تمام شده. گوشی را پرت می کنم روی تخت. قلم و کاغذ دستم می گیرم اما حسی که میخواهم را به من نمی دهد. دراز می کشم کف اتاق. به سقف خیره می شوم. در خیالاتم شروع می کنم به نوشتن. کلمات بدون نیاز به هبچ جوهری شکل می گیرند. می نویسم و می نویسم و می نویسم. بعد ویرایشش می کنم و دکمه ی ارسال را می زنم. لبخندی بر لبم می نشیند. بلند می شوم و به بقیه ی کارهایم می رسم.
دلم می گیرد. قلبم می شکند. چشم هایم پر از اشک می شود. متنی جگرسوز و پر از آه و ناله در سرم ساخته می شود. جلوی نوشتنش را می گیرم. وقت هایی که احساساتی می شوم زمین و زمان را متهم می کنم، نمی خواهم بعدا برای حرف هایی که زدم افسوس بخورم و متاسف شوم. فقط گریه می کنم و جملاتم را با تمام آرایه هلی ادبی غنی تر می سازم. تصور می کنم نوشته های ذهنی ام را خوانده اید. بعد تک تک شما در نظراتتان یا همدردی و محبتتان را نشانم می دهید یا راهکاری جلوی پایم می گذارید. اشک هایم را پاک می کنم. نصیحت هایتان را به کار می بندم. کمی بهتر می شوم. حالم که جا می آید آماده می شوم که پستی درمورد این تجربه ی تلخ و آموزنده منتشر کنم. گوشی ام را بر می دارم. اتصال داده را روشن می کنم. هنوز هم نت ندارم. عیبی ندارد. یک بند نتیجه گیری به ته پست خیالی ام می چسبانم و کمی هم از مبالغه ها و مظلوم نمایی های قبلی اش کم می کنم. شما هم ایموجی لبخند و ابراز خوشحالی از این پیشرفت شخصیتی ام را برایم می فرستید. بعد هم من شاد و خوش و خندان می روم به بقیه ی کارهایم برسم.
مدتی است که روزهایم خارج از این سه حالت نمی گذرد. آنهایی که از ضررهای دنیای مجازی می گفتند، به نظرشان حضور مجازی در دنیای مجازی هم مضر است یا منفی در منفی مثبت می شود؟
- ۹۹/۰۶/۱۹

دقیقا منم این چند وقت همین احساس ها رو داشتم
البته اون بخش هایی ک تو نت نداشتی و ننوشتی
من سر درد داشتم و نمینوشتم!!
جالب نیست بعد هردوهم باهم نوشتیم؟
بنظرت درد روحی بدتره یا جسمی؟