غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

کنکور به سبک سین دال

جمعه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ۰۴:۴۱ ب.ظ

شب کنکور آرام و قرار نداشتم. فقط بخاطر ترس و اضطراب هم نبود. یکهو دلم برای فلانی تنگ شد. برای اینکه به سبک مخصوص خودش دلداری ام بدهد. برای حمایت هایش. برای بودنش. یاد اول محرم پارسال افتادم. چقدر اصرار کرد که همراهش به امام زاده بروم و من پایم را توی یک کفش کرده بودم که من امسال کنکوری ام و وقت برای هدر دادن ندارم. به او قول دادم بعد کنکور همه چیز را جبران میکنم. نرفتم، نرفتم و امسال کسی نیست که مرا همراه خودش به امام زاده ببرد. نرفتم و دیشب فقط عکسش را در آغوش گرفتم. به هرحال، به هر سختی که بود خودم را وارد کردم که کمی بخوابم. صبحش اما همین که چشم هایم را باز کردم ذکر خدا را روی لب هایم نشاندم. دلم آرام شد. صبحانه ی مغصلی خوردم و تمام وسایلم را سه بار چک کردم تا چیزی جا نمانده باشد. ناخوداگاهم آماده بود که با کوچک ترین بهانه ای یک جنگ تمام عیار راه بیندازد و کامم را تلخ کند. مهارش کردم. از زیر قران رد شدم و راه افتادم.

 

از قبلش با همکلاسی ها صحبت کرده بودم و می دانستم حوزه ی امتحانی هیچ کداممان یکی نیست. هر کدام افتاده بودیم یک گوشه ی شهر. قرعه ی من هم دبیرستان خلبان ذاکر بود. همین محیط مدرسه ای حوزه ی امتحان کمی از فشار روانی ام کم می کرد. پایم را که به حیاط مدرسه گذاشتم دیدم به! رفیق شفیقم نه تنها اینجاست که شماره ی داوطلبی اش فقط در یکانش با من تفاوت دارد. او 02 بود ومن 03. با هم دیگر رفتیم و در میزهای کنار هم نشستیم. تنها که نه اما یکی از مشکلات مسیولین برگزاری آزمون این بود که فکر می کردند می شود دو یار دبستانی را کنار هم نشاند و از ساعت 7 تا 8:30 سکوت را در سالن برقرار کرد. زکی خیال باطل! یک و نیم ساعت را با پرحرفی و خنده و مسخره بازی و کمی هم گردش در طبقات مختلف ساختمان و دیدن قیافه های داوطلبان به بهانه ی رفتن به سرویس بهداشتی سپری کردیم. دیگر هیچ اثری از استرس نمانده بود. آیات قرآن تلاوت شد و دفترچه ها گشوده. راجب سختی و آسانی سوالات نظری نمی دهم. اما شخص خودم در املا به شدت ضعیف هستم (این هم یکی دیگر از علایم ناخوش قلمی) و شش سوال اول را خالی گذاشتم. ترس برم داشت. درمورد سوالات بعدی هم شک و تردید داشتم. فورا پرواز کردم به بخش زبان. (نمی دانم متخصصان این روش را می پسندند یا نه. بنا بر احتیاط واجب در کنکورهایتان از من الگو نگیرید) تمام سوالاتش را پاسخ دادم. از قبل هم همه به من می گفتند قرار است زبان را 100 درصد بزنی. و خب همین اعتماد به نفس زیادی باعث شد به خودم شک کنم و مدام نهیب بزنم که :« خر نشو الی! خر نشو! داری خر میشی! الان نمره منفی میگیری داغون میشه رتبه ات ها! بازهم که داری خر میشی!...» (لازم به ذکر نیست آنقدر با خودم صمیمی هستم که خودم را با اسم خودمانی الی یا با یک سری الفاظ زشت صدا کنم.) خلاصه خیالم که از بابت زبان راحت شد و تست های قرابت هم حالم را جا آورد. باقی عمومی ها را دست و پا شکسته نوشتم و از بابت اینکه اصلا وقت نکردم نصف سوالات دین و زندگی را حتی از رویشان بخوانم هم غصه نخوردم. 

 

ساعت 9:45 ورقه های تخصصی پخش شد. تست های ریاضی وقت گیر بودند. حساب زمان از دستم در رفت و تا خواستم به یک جمع بندی ذهنی برسم که تا کی وقت دارم پایان آزمون را 11:45 در نظر گرفتم. بر سر خودم کوبیدم و با سرعتی مافوق نور به جان دفترچه افتاده ام و در حالی که اشکم در آمده بود و بخاطر حجم انبوه سوالاتی که از رویشان پریده بودم و سرعت تست زنی افتضاحم خودم را نفرین می کردم ساعت 11:50 دقیقه کنکور را تمام کردم! و خب فکر کردم که این پنج دقیقه هم وقت تلف شده است. دیدم سر و صدایی از مراقب ها بلند نمی شود. انگار یادشان رفته باید پاسخ نامه ها را بگیرند. ده دقیقه ی بعدی را معجزه ی الهی در نظر گرفتم و رفتم سراغ سوالات آسان تری که نزده بودمشان. وقتی اعلام شد پایان آزمون 12:45 دقیقه است جدی جدی می خواستم بلند شوم و سجده ی شکر به جا بیاورم. من و این همه خوشبختی محال بود! ولی خب، زیادی خوشحال شدم. تا بیایم هوش و حواسم را دوباره جمع کنم و به مسیله ها بپردازم 12:30 شد و یک ربع آخر هم مثل برق و باد گذشت. آن یک ساعت فرصتی طلایی بود که خوب ازش استفاده نکردم. هر چه که بود، خوشحال و خندان و با احساس رهایی که حتی پروانه ای که به گلبرگ شقایق تکیه زده هم درکش نکرده بیرون زدم. نتیجه اش زیاد مهم نیست. شاید بعدا برایم مهم شود. شاید چند ساعت بعد اضطراب بیاید سراغم و تا مرز سکته پیش بروم. اصلا شاید آنقدر دیوانه و احمق و کله شق شدم که بعد از اعلام نتایج دست به خودکشی بزنم . کسی چه می داند؟! فعلا نشسته ام رو به رویتان. لیست برنامه های بعد کنکورم می تواند کمی منتظر بماند. بگذارید اول پست های شما را بخوانم...

  • میخک

نظرات  (۲۶)

خسته نباشی عزیزم:)

 

امیدوارم هر چی خیر و صلاحته همون بشه.

به فصل جدید زندگیت فکر کن:)

پاسخ:
مرسی عزیزم :)


ایشالا برای تو هم بهترین ها اتفاق بیفته
ممنون :)
  • فاطمه ‌‌‌‌
  • خسته نباشی الی :))

    واقعا تو دهنم نمی‌چرخید بگم خسته نباشی سین دال :دی

    پاسخ:
    مرسی فاطمه جان :)

    توی درباره ی من گفتم دیگه دوستان صمیمی مثل شما میتونن الی صدام کنن :)

    خدا رو شکر که خوشحال و رها و خندان بلند شدی :)

    خوش بگذره این روزهای باقی‌مونده از تابستون *_*

    پاسخ:
    ممنون :)
    ایشالا :)
    تا رسیدن موج دوم کرونا باید زندگی کنیم، بعدش زیاد فرصت نیست :)

    نتیجه هرچی بشه، تو موفقی و عزیز :)

    فایتینگ...

     

    خداقوت.

    خوشحالم که تموم شد. و خوشحالم که حس خوبی داری. و امیدوار

    پاسخ:
    حالا موفق میشه موفق نشم اما عزیز بمونم؟ 
    :)

    ممنون
    دیگه از اینجا به بعدش دیگه دست من نیست... هرچه بادا باد. یه ذره خستگی ام رو در کنم میرم سراغ برنامه ها...







    راستی حالت خوبه پاییز جانم؟

    به به! ((: همیشه موفق باشی سین دال (؛ . 

    پاسخ:
    اتفاقا فوبیای این رو دارم که شاد و شنگول بودنم رو بزارن به حساب موفقیتم :/
    آخه من خوب ندادم که!
    به هر حال، ممنون. همچنین :)

    خسته نباشین.

     

    حقیقتا کنکور امسال کنکور سختی بوده برای همه

    پاسخ:
    ممنون :)


    اوهوم...
    هرچه باداباد :)

    چشای آدم سرجلسه ازمو کلا چپکی میبینه!:(

    پاسخ:
    نه الان چک کردم من a بودم فکر کنم اونی که دانلود کردم مال یه گروه دیگه است. وگرنه که...

    خسته نباشی:)

     

    خدا رو شکر این کنکور ۹۹ تموم شد بالاخره:))

    پاسخ:
    ممنون :)

    هر طوری بود گذشت :)

    آها راست میگیا!

     

    پاسخ:
    من همیشه راست میگم :)

    اِع؟!!!! وآقعا؟! :\ دختر یه طوری تا لحظه ی آخر چسبیده بودی به صندلی و کنکور که گفتم خفن یه ضرب دولتی رشته خوب قبولی! نه بابا!! تو قبولی! (: اصلا خندان و شاد و سرحال و شنگول منگول باش گل جونی جون! ((=  .

    قبولم نشدی(که خدا نکنه و اگه شدم با قدرت جبران کن) فدای سرت نباشه غمت و اینا.. !! (: بنده قبولت دارم سین دال گلی! (؛ .

    فعلا تابستونو دریاب. 

    پاسخ:
    شما کیستی؟
    از کجا من رو میشناسید؟
    از وبلاگی ها نیستید قطعا چون تابلو من چقدر حضورم اینجا فعاله و اصلا آف لاین نمیشم :/

    جدی کنجکاو شدم؟
    من یه عاطفه میشناختم که یه سال بیشتره ندیدمش.


    به هر حال، ممنون :) 
    ایشالا که این فرصت طلایی تابستونی به هدر نره :)

    ایشالله ک نتیجه خوب بگیری ^_^

    😍

    پاسخ:
    انشالله که خیلی بد نباشه :)

    یه لحظه به خودم شک کردم!! :| اینجانب عاطفه هستم! (: از وبلاگی ها هستم ولی تاحالا برات کامنت نذاشتم و ساکت(!) می خوندمت.

    کنجکاو شدی؟! نه بابا! من فقط یه عاطفم! (:  یه رهگذر! :( یه بندهٔ خدا!! :))

    اون عاطفه نیستم (:  .شرمنده ذهن خسته تونو مشغول کردم!.

    ان شاءالله :) . 

    پاسخ:
    سلام عاطفه :)
    خوشبختم :)
    آخه زیادی صمیمی شدی یه لحظه منم شک کردم! دلم هم برای اون عاطفه تنگ شد... 
    خوشحالم که روشن شدی :)
    ذهنم در اون حد هم خسته نیست دیگه. راحت باشین :)
    :)

    خسته نباشی سین 😉

    بیخیال بابا 😁

    تموم شد رفت هرچی بود!

    این مدت به زندگیت بپرداز فقط :)

    پاسخ:
    مزسی :)
    الان که فکر می کنم می بینم سخته بیخیال بودن :/
    کلا درگیر احساسات ضد و نقیضم :/ مهم نیست :) توکل به خدا... 

    من هم خوشوقتم (: معذرت!!

    :) خب از اون عاطفه خانم خبر بگیر! دل به دل راه داره! احتمال داره اونم دلش تنگت باشه!! :)

    خلاصه، شاد و پیروز باش! (: . 

    پاسخ:
    :) خواهش می کنم :))
    متاسفانه راه ارتباطی باهم نداریم... کلا بی خبر رفت پی زندگی خودش. امتظار نداشتم دیگه نبینمش :(
    همچنین :)

    خسته نباااشی ^ـــ^ امیدوارم کلیی لذت ببری از این ماه هایی که نه دانش آموزی نه دانشجو :))

     

    + قالب خیلی خوشگله*-*

    پاسخ:
    مرسییی :))
    امیدوارم چند ماه چند سال نشه :/



    از جهت زیبایی شناختی نزاشتمش ولی انگار همه خوششون اومده :)
    چشم هات خوشگل می بینه :)

    خیلی خوشحالم برات که بالاخره کنکورت رو دادی

    فارغ از نتیجش تموم شدن این درگیری فکری که مثل یه گوله سنگ میوفته وسط تموم کارهای مورد علاقت  میتونه بهترین اتفاق ممکن باشه

    برات آرزوی موفقیتی بی حد و مرز می کنم🌸

    پاسخ:
    منم خوشحالم :)
    ممنون
    واقعا...
    همچنین :)

    سلام :)

    ان‌شاءالله هرچی صلاحه براتون اتفاق بیافته و سالم بمونین :)) 

    پاسخ:
    علیک سلام :)
    ممنون از دعای خوبت :)
    همچنین :)

    واااای من به جات نفس راحتی میکشم

    انشالله چیزی که دوست داری قبول میشی :)

    سریع تر برنامه هاتو شروع کن

    من منتظرم شروع‌کنی تا منم شروع کنم ؛)

    وی بسیار موجود تنبلی میباشد:)

     

    پاسخ:
    :))
    من مجاز به امتخاب رشته باشم کافیه :)
    فعلا فردا هم یه کنکور دیگه دارم :/ زبان رو بدم بعد... 
    ایشالا با هم تابستون رو (که چیزی ازش نمونده البته :/)  تبدیل به بهترین و مفیدترین تابستون عمرمون می کنیم :)
  • چوی زینب دمدمی
  • تبریککککککک میگم عزیزم😍😍😍😍😍خدا قوت!

    حالا برو به زندگیت برس!

    امیدوارم نتیجه شم عالی باشه!

    پاسخ:
    ممنونم زینب جان :))
    تو جسن پساکنکورت جبران می کنم ایشالا :))
  • چوی زینب دمدمی
  • ممنوووون.اون پست جدیدتم حذف نکن میخوام برم بخونمش😑

    دست به حذفت خیلی خوبه(ازخودم یادگرفتی؟😐)

    پاسخ:
    فعلا دارم مقاومت میکنم...

    آخه این همه بلاگر حسابی من کی باشم که از این حرف ها بزنم؟ 

    آخی تو هم کنکوری بودی؟   :)

    هر چی خیرته ان شاءالله همون بشه.

    کنکور چی دادی؟  

    پاسخ:
    بلی :)
    ممنون
    تجربی و زبان

    بازم دیر اومدم :(

     

    خسته نباشی =)

    راستی برام عجیبه که تا به حال نپرسیدم دوست داری چی قبول شی؟!

    پاسخ:
    دیر و زود نداره ریحانه جان. در اینجا همیشه بازه :)

    ممنون :) 
    دوست دارم قبول شم :/

    تو قبول بشی نشی 

    مهم نیست

    مهم اینه خوشحال باشی

    خوشحال و شاد زندگی کنی

    سین دال جانم

    ولی ایشالا هرچی دلت بخواد🙃😉

    پاسخ:
    ممنونم جانانم :)
    خیلی خیلی ممنونم
    هم بخاطر خوبت هم حال خوبی که بهم تزریق میکنی :)
    ایشالا همه امون عاقبت بخیر بشیم، دیگه بقیه اش مهم نیست زیاد
  • 1 بنده ی خدا
  • 😐عجیبه.فکرنمیکردم کنکوری باشی.نمیدونم چرا.

    من سر امتحانام همین مدلی ام. اخراش میشینم ازاد و رها در و دیوارو نگاه میکنم در صورتی که سوال ننوشته دارم.بعدم وقت تموم میشه و برگه روتحویل میدم

    پاسخ:
    خیلی ها فکر نمی کردن :)
    حالا شما فکر میکردی بزرگتر باشم یا کوچیکتر؟

    واااای دقیقاااا خیلی بده :/
  • 1 بنده ی خدا
  • فکرمیکردم امسال بخوای کنکور بدی

    پاسخ:
    دیگه ببخشید زود بزرگ شدم :)

    البته امسال هم میخوام کنکور بدم :/
  • 1 بنده ی خدا
  • :))) عب نداره. میبخشم
    به سلامتی :)

    پاسخ:
    :))))

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.