غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امیدواری» ثبت شده است

روزهای قرنطینه برای من روزهای خوبی نبودند. پر از افسردگی، تنهایی، بی هدفی، تنبلی، غم، دلتنگی و... هزار و یک احساس بد که عادت کرده بودم به بودنشان. تلاشی هم برای نجات نمی کردم. اتفاقا برعکس، همه ی توانم را به کار می بردم تا خودم را بیشتر و بیشتر غرق کنم در دنیای ناامیدی. مدام خودم را سرزنش می کردم، نق می زدم، سر چیزهای بی خود گریه می کردم، بغض می کردم، داد و بی داد راه می انداختم و بخاطر تمام این رفتارهای احمقانه خودم را سرزنش می کردم و گاهی مطمئن می شدم لایق زندگی کردن نیستم حتی! صادقانه می گویم، بیان حالم را خوب کرد. اولش با اکراه آمدم اما چهل روزی که اینجا گذراندم رفته رفته بهتر شدم. تیر خلاص را هم که بلاگی از آن خود به سمت دیو خود بدبخت پنداری شلیک کرد و دعوتم کرد به چالشی که هر روز بابت چیزهای کوچک زندگی ام خدا را شکر کنم. بی نهایت ممنونم از تک تک شما دنبال شوندگانی که محال است بدانید چقدر برایم ارزش دارید. حتی با وجود اینکه خیلی هایتان اصلا من را نمی شناسید. 

 

 

 

 

  • میخک