Deleted memory
فلانی از آدم هایی که به راحتی از زندگی اش حذف کرده بود حرف میزد. پیش خود فکر می کردم، چطور ممکن است؟ حتی اگر آدمی که وارد زندگی ات شده پلیدترین جاندار کهکشان باشد، حتی اگر به عالی ترین درجه ی نفرت از او برسیم، باز هم نمی شود کسی را از زندگی حذف کرد! چطور می توان خاطراتش را، دوست داشتنش را، حتی بودنش را فراموش کرد؟! اما حالا... دارم به آدم هایی فکر می کنم که از زندگی ام حذف کرده ام. آنهایی که نه پلید بودند و نه حتی تنفر برانگیز! اما من... از آدمی که در مواجه با آنها به آن تبدیل می شدم، از شخصیتی از خودم که درمقابل آنها به خودم نشان داده بودم، از آن من ضعیف متنفر بودم! و با کمال میل خاطراتشان را... دوست داشتنشان را... حتی بودنشان را فراموش کردم. مطمئن بودم که این کار را کرده ام. شاید امید داشتم اگر آنها من این دوران را فراموش کنند خودم هم خواهم توانست. تا وقتی که به خودم آمدم و دیدم نیم ساعت است راجب مطلبی که می خواهم راجب حذف شده های زندگی ام بگذارم فکر می کنند. با این شرایط، می شود اسمشان را حذف شده گذاشت؟
- ۹۹/۰۳/۱۰
کسایی که به خودمون تلقین میکنیم حذف شده های زندگیمون هستن بعضی وقتا دقیقا همونایی ان که بیشتر از همه بهشون فکر میکنیم...