پسا شنیدن اخبار کنکور
جمعه, ۹ خرداد ۱۳۹۹، ۱۱:۵۳ ق.ظ
حس آدمکشی رو دارم که بالا سر جنازه ی مقتول نشسته و در حالی که از دست هاش خون می چکه داره فکر میکنه: بخاطر چی کشتمش؟ واسه اینکه پولی بهم نداده بودن! فقط چون کرواتاش راه راه زرد و سرمه ای بود و لبخند موقرانه اش روی مخم اسکی می رفت؟ با کشتنش حالم جا اومد اما واقعا لازم بود بکشمش؟ نه پولی بهم میدن نه جایزه ای، نه افتخاری توی کارنامه ام ثبت میشه ، از اون آدم هاییه که پلیس دیر یا زود قاتلش رو پیدا می کنه. واسه چی کشتمش؟ چرا خودم رو انداختم تو دردسر؟چون ازش خوشم نمیوم؟ همین؟
و بعد صدای آژیر پلیس از پنجره ی پشت سرش شنیده میشه. با همون دست های خونی پرده رو می کشه و به این فکر می کنه که امروز چند نفر دیگه رو میتونه بکشه تا دستگیر شدنش ارزش داشته باشه. که پشت سرش نگن فقط بخاطر کروات راه راه زرد و سرمه ای سرش رو به چوبه ی دار سپرد.
- ۹۹/۰۳/۰۹
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.