غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

عقاید یک دلقک

چهارشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۹، ۰۴:۵۷ ب.ظ

کتابی نیست که بشه بهش نظری داد.

دل نوشته است.
درمورد دل نوشته هم که نمیشه بحث کرد!
از نظر من که نه ساختار داره نه داستان.
حتی از عقاید هم فقط اسمش رو داره.
بهتر بود مینوشتند احساسات یک دلقک.
که خیلی خوب احساساتش رو نوشته بودن.
خیلی خوب میتونه اعصابتون رو خورد کنه.
و خیلی خوب میتونه کاری کنه که درکش کنید.
من هم این دلقک رو درک کردم.
خودش میگفت کافره ولی به نظر من نبود.
کافر یعنی کسی که باور دارد خدا وجود ندارد.
هانس شنیر این باور رو نداشت.
فقط براش مهم نبود، براش اهمینی نداشت خدایی هست یا نه.
دنبال حقیقت نبود، دنبال عقایدش نبود، چون هیچ عقیده ای نداشت بجز احساساتش.
عجیبه که آدمی بزرگ شده در وحشی ترین زمان و مکان ممکن تا این حد احساساتی باشه! ولی هانس بود. به هیچ چیز بجز قلبش اهمیت نمیداد. 
طبیعتا دل نوشته های همچین آدمی که روحیه ی لطیف هنرمندی رو هم داره شدیدا زیبا و خوندنیه و حتی ممکنه اشکتون رو هم در بیاره. ولی دلیل بر درست بودنش نیست. و من هم اصلا قصد ندارم باهاش بحث کنم که درست میگفته یا نه. فکر نکنم که هاینریش بل هم به این مسیله اهمیتی قایل باشه. 
اون فقط حال یه بدبخت رو روایت کرد که بدبخت تر و بدبخت تر شد در حالی که بقیه حتی خودش درمورد مذهب و سیاست و چیز های دیگه بحث میکردند. 
بحث هایی که هیچ کدوم به نتیجه نرسیدن، فقط باعث شدن هانس متوجه تنهایی بیش از اندازه اش بشه. خواننده ها شاید منقلب بشن ولی برای اون مهم نبود. اون به این وضع عادت داشت و کاری هم برای بهبود وضعیتش نکرد.
گفتم که دل نوشته است.
و دیگر هیچ...
  • میخک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.