غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

کتاب زیست یک نویسنده

سه شنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۹، ۱۱:۰۴ ق.ظ

برای امتحان زیست کتابم رو باز کردم که خیر سرم درس بخونم

بعد نشستم نوشته های گوشه ی صفحه هاش رو می خونم
فصل سوم یه طرف عکس غضروف نوشتم:
 
 
 
نگار :«ببین، تو این دنیا کلی دختر هست که برای یه پسر لفظ قلم خوشتیپ باکلاس غش و ضعف میکنن. ولی من از اوناش نیستم. برو دنبال یکی که بخوادت. اوکی؟»
امید :«ببین، تو این دنیا کلی پسر لفظ قلم خوشتیپ باکلاس هست که یه پاپاسی هم نمی ارزن. ولی من از اوناش نیستم.اومدم دنبال یکی که می خوامش، خیلی هم می خوام. اوکی؟»
 
 
 
و طرف دیگه ی غضروف ها نوشتم:
 
 
 
 
 
امید :«نگار؟»
نگار :«هان؟»
امید سکوت
نگار :«چیه؟»
امید سکوت
نگار :«اگه منتظری من بگم جانم بعد تو بگی جانم که میگی حرفم یادم میره و کلی شر و ور رومانتیک بهم ببافی و منم تحملت کنم کور خوندی»
امید سکوت
نگار :«بگو چه مرگته!»
امید سکوت
نگار :«هوی!»
امید :«ببخش. حرفم یادم رفت.»
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انصافا کتاب زیست کدومتون صفحه ی چهل و سومش از این آپشن ها داره؟
  • میخک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.