۲۹ دی ۹۷
دوشنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۹، ۰۳:۰۸ ب.ظ
بالاخره امتحانات تموم شد. الان باید روزهایی باشه که بدون عذاب وجدان به نوشتن آثار گرانمایه ام ادامه بدم. ولی خب، تجربه ثابت کرده وقتی همه چیز خوش و خرمه چشمه ی استعدادت خشک میشه!
و من موندم در بلاتکلیفی! قانون بچه ی ...خون بودن میگه از فرصت چند روزه ای که بعد از امتحانات ترم به دست می آورید و هیچ درسی برای خواندن ندارید برای تمرین مهارت تست زدن استفاده کنید. ولی از اونجا که من هیچ نسبتی با ...خونی ندارم این کار رو نمیکنم
.
. شدیدا برای کنکور استرس دارم. (علیرغم اینکه کنکوری نیستم) من تو کشور که هیچ، توی کلاسمون هم نمیتونم جز بهترین ها باشم! البته تقصیر من نیست خیلی از همکلاسی هام امید های برتر تک رقمی کشور هستن! (14 ساعت تو روز خوندنشون رو دیدم که میگم ها!)
اصلا من دوست ندارم از اون دختر های لوسی باشم که واسه 19/75 مثل ... گریه میکنن! ولی از جمله های :« تو استعدادش رو داری، فقط تلاشت رو بیشتر کن» :«خوبه ولی تو خیلی بهتر از اینا میتونی باشی» :«شاگرد اول شدن بهت میادها» :«هوشت عالیه کافیه ساعت های مطالعه ات رو بیشتر کن.» و... خسته شدم! (این آخریه ادبیاتش صفره! نمیدونه ساعت ها رو برای بیشتر از یه ساعت استفاده میکنن نه برای مطالعه ی من که...
)
)عقلم میگه خیلی سبز شیمی کار کن ولی دلم نه! دلم شدیدا هوس نوشتن کرده ولی خودکارم نه! موندم تو بلاتکلیفی!
- ۹۹/۰۳/۰۵
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.