غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خاطرات» ثبت شده است

امروز وقتی از نماز جمعه بر میگشتیم، یه شهید مدافع حرم رو داشتن میبردن دفن کنن

خیلی حال و هوای عجیبی بود

همه داشتن گریه میکردن

امام جماعت میگفت:« دختر های دوقلو داشته، فقط شیش ماهشون بوده» !

پدرش رو دیدم ، پیر بود ، پشت جمعیت گیر کرده بود

داد میزد ، پسرش رو صدا میکرد

صداش خش داشت ...

اما ...

گریه نمیکرد

عوضش خیلی از مردم شر شر گریه میکردن

 

 

 

 

 

 

  • میخک

عید هم دارد می آید...

با خانه تکانی هایش...
با گرد و خاک هایش...
با جوانه ی گل هایش...
با گم شدن وسیله هایش...
با خریدهایش...
با ریاضی و تست ها و تکلیف هایش...
با ماهی خریدن هایش...
با سبزه کاشتن هایش...
با آب شدن برف هایش...
با جاری شدن رودخانه هایش...

بهارتان با تمام زیبایی هایش پیشاپیش مبارک باد...

 
 
 
 
پی نوشت:
تست ریاضی هم جز ارکان عید نوروز حساب میشه ها
  • میخک

الان که ساعت 12 نصف شبه، تازه از کافی نت رسیدیم خونه. رفته بودیم تا مقاله ی 

منو بریزیم توی سی دی. مقاله ای که قراره بره تو جشنواره ی خوارزمی نوجوانان. 

تا حالا معلمون ندیدتش ولی هر جوری که می تونستم کاملش کردم. اگه فقط پارتی

 بازی تو کار نباشه، ایشالله به یه جایی می رسه. فقط امیدوارم. واسه این مقاله خیلی 

زحمت کشیدم، چقدر تو این هوای سرد رفتم بیرون و به این درو اون در زدم تا

 اجازه بدن پرسشنامه رو پخش کنم. چقدر زحمت کشیدم واسه تک تک سوالات 

جدول و نمودار بکشم. بابامم خیلی بهم کمک کرد. و حالا هم که ساعت 12 شبه

 ریختیمش توی سی دی و فقط امیدوارم که فردا معلممون تاییدش کنه. لطفا واسم دعا

 کنید. اینقد نگرانم که خوابم نمیبره. اگه بشه چی میشه....

 

  • میخک

امروز مراسم شروع دهه ی فجر رو داشتیم
اول که سرود ملی رو خوندیم. بعد یک خانم انقللابی اومد و برامون حرف زد. از امام گفت، از ساواک، از جنگ و ... بعد دو دانش آموز که لباس و تاج فرشته ها رو پوشیده بودن هم زمان باسرود بوی گل سوسن، عکس امام رو آوردن! خیلی جالب بود. بعد هم شیرینی پخش کردن و کلی هم لطیفه گفتن. موقع مسابقه من هم شرکت کردم و جایزه رو بردم. خیلی خوش گذشت. امید وارم همه ی سال ها اینقدر خوب باشد.

  • میخک