غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آرشیو وب قبلی» ثبت شده است

امروز مراسم شروع دهه ی فجر رو داشتیم
اول که سرود ملی رو خوندیم. بعد یک خانم انقللابی اومد و برامون حرف زد. از امام گفت، از ساواک، از جنگ و ... بعد دو دانش آموز که لباس و تاج فرشته ها رو پوشیده بودن هم زمان باسرود بوی گل سوسن، عکس امام رو آوردن! خیلی جالب بود. بعد هم شیرینی پخش کردن و کلی هم لطیفه گفتن. موقع مسابقه من هم شرکت کردم و جایزه رو بردم. خیلی خوش گذشت. امید وارم همه ی سال ها اینقدر خوب باشد.

  • میخک

این پست ویرایش خواهد شد:

 

 

 

خلاصه ی داستان:
صبا دختری بسیار مهربان و خوبی مطلق است. او در کنار مادر و پدر و مادربزرگ و خواهر بزرگ ترش (صنوبر) و برادر کوچکترش (صفا) زندگی میکند. اوراک سیاره ی نزدیک به زمین است که نامرئی شده. این سیاره در علم و تکنولوژی پیشرفت زیادی کرده و ساکنانش خود را هوشمند میخوانند، آن ها هیچ احساسی ندارند و فقظ برای پیشرفت سیاره تلاش میکنند. رئیس سیاره(پاتسی) قصد دارد به زمین حمله کند و جلوی پاره شدن لایه ی ازون را بگیرد. در تحقیقات هوشمندان آن ها با هاله ی آبی رنگی  روبه رو میشوند که فقط دور انسان ها را فرا گرفته و دور حیوانات و هوشمندان دیده نمیشود. برای ادامه ی  تحقیق هوشمندی به نام آداپا صبا را به اوراک میاورد و صبا 15 سال در اوراک زندانی میشود. در این مدت او موفق میشود بعضی هوشمندان را تغیر میدهد و آنها دارای احساساتی مانند خنده و گریه، ناراحتی، هیجان، لذت و... میشوند. در این مدت پدر و  مادربزرگ صبا فوت میکنند، مادر صبا هیشه ناراحت است و فکر میکند فرشته ها صبا را برده اند. صفا صبا را هنگام صعود دیده و میداند فضایی ها او را با خود برده اند. اما صنوبر خیلی جدی و منطقی است و صبا را فراموش کرده. دختر صنوبر زنبق از دست ناپدری خود فرار میکند و به خانه ی مادربزرگ میرود. کم کم با گذشته ی صبا آشنا میشود. آداپا پیش از مرگ راه بازگشت به زمین را به صبا میگوید. صبا با زنبق دیدار میکند ولی سریع برمیگردد. صبا حق انتخاب دارد که در کدام سیاره زندگی کند، سیاره ی

  • میخک

عطر می پاشد به لب ها کوچه کوچه تا خیابان ابتدا تا انتها

وقتی از آغاز می گوید نسیم باز بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

سلام

 

به وبلاگ درباره ی نوشتن خوش آمدید
وبلاگی که در حوزه های داستان نویسی، فیلم نامه نویسی، رمان، شعر و.... فعالیت میکند. 

 

( دوستان قدیمی خونسردی خودتون را حفظ کنین بعضی از این بخش ها در آینده ای نه چندان دور اضافه خواهند شد)
 

 

نویسنده ای این وبلاگ یعنی سین.دال ( برای دوستان صمیمی سین خالی و برای دوستان صمیمی تر الی) دختری نوجوان(تا چهل و چهار سالگی قصد تغییر کلمه ی نوجوان را نخواهم داشت، اعتراض نکنید) و علاقه مند به ادبیات و هر نوعی از نوشتن است.

 

وی از آن دست آدم هایی است که هیچ گاه او را خارج از این سه حالت مشاهده نمی کنید.
1-خواندن
2-نوشتن
3-فکر کردن به آنچه که خوانده و آنچه که می خواهد بنویسد
 

 

این وبلاگ نیز به سه منظور احداث شده:
1- نقد کتاب های خوانده شده توسط او
2- به اشتراک گذاری و نظرخواهی درمورد قسمت هایی از نوشته های او
3- مکتوب کردن فکرها و دل مشغولی های او
​​​​​​
امید است این وبلاگ بتواند:
1- شما را به کتاب خوانی علاقه مند کند.
2- با داستان ها و رمان ها ( و در آینده ای نه چندان دور شعر ها) ی این نویسنده سرگرمتان کند.
3- حوصله اتان را با دل نوشته ها یا بهتر بگویم چرت و پرت نوشته هایش سر نبرد.

 

با تشکر بابت وقتی که برای خواندن این پست گذاشتی.

 

امضا: سین . دال

  • میخک