پاسخ:
میدونم هدفتون طنز بود. اما طنز و کنایه از دل جهان بینی آدمها بیرون میاد. میدونید اون کنایه از کدوم جهانبینی اومده؟ اون طرز تفکر که نمیتونه دین رو در زندگی عادی روزمره، جاری ببینه. اصلا نمیتونه دین و فعالیت های انسانی رو باهم ترکیب شده تصور کنه. به نظرش این دوتا در تقابل همن. برای همین هم پیشنهاد میده برای زندگی دینی زندگی معمولی رو تعطیل کنیم.
بین ورزشها کشتی تو فرهنگ ما بیشتر با پهلوانی قرابت داره. چه تو قصهها چه واقعیت مرام پهلوانی و رسم جوونمردی تو کشتیگیرها برامون ملموستره معمولا. شما مثلا پوریای ولی رو تصور کنید. اگه کارتونش رو دیده باشید دیگه نیاز به توصیف بیشتر نداره. حالا کسی که نتونه پوریای ولی رو تصور کنه با خنده میگه یه دفعه بگید تشک کشتی رو جمع کنیم کلاس اخلاق بذاریم. چرا؟ چون ورزش و اخلاق به نظرش دوتا چیز بیربط و جمع ناشدنی هستن. درحالی که کسی مثل پهلوون پوریا کشتی گرفتنش هم کلاس اخلاقه. تمرین کردنش هم کلاس اخلاقه. زورخانه یه بستر برای ورزش اسلامیه. چرا ما نمیتونیم بستر ورزشهای اسلامی متنوع و جذاب برای نسل جدید درست کنیم؟ چرا نمیتونیم این بستر رو در حد المپیک بست و گسترش بدیم؟
باشه نمیتونیم. حالا چرا بهش میخندیم؟!
ریا محصول گریزناپذیر وجود خیر و شره! میدونید کی میشه تضمین داد به طور قطع هیچ ریایی اتفاق نیفته؟ وقتی تو فرهنگ مردم هیچ فرقی بین خوب و بد نباشه! فقط اون موقع است که کسی لزومی نمی بینه ریا کنه. ریا مولود جامعهی مومنه. اگر ایمانی نباشه تظاهر به ایمان هم نخواهد بود. پس فکر فرار از ریا رو بریزید دور کلا. تا ارزش و ضدارزش هست ریا هم هست. مگه اینکه ارزش و ضدارزش رو فراموش کنیم و تقابل رو بذارین کنار بگیم همه خوبن. تاجایی نکرده ریا نشه. نمیشه آقا.
تو همین المپیک و امثالهم، چطور میشه تضمین داد هیچ دوپینگ و تقلب و لابیگری و رشوه و... پیش نیاد؟ همهامون میدونیم هیچ تضمینی براش نیست. همیشه پیش میاد. ما تاییدش نمیکنیم اما باعث هم نمیشه کلا بخاطرش المپیک و جام جهانی رو جمع کنیم! سعی میکنیم کاهش بدیم اما میدونیم به صفر نخواهد رسید هیچوقت.
برای کاهش ریا چی کار میشه کرد؟ خب اول از همه بپرسیم چرا ریا به وجود میاد؟ چون نظر مردم رو در حد نظر خدا مهم میدونیم. راهکار کاهشش؟ برای دیگران خدایی نکنیم. فقط خداست که از ته دل و نیت و عمق شخصیت آدمها خبر داره. ما لزومی نداره خبر داشته باشیم، نیازی هم نداریم خبر داشته باشیم. بیخیال حدس و گمان درمورد باطن مردم بشیم. ما تنها چیزی که از دیگران میبینیم رفتار و گفتار و ظاهره. بر اساس همینها قضاوت عادلانه کنیم.
گزینش آپ کجا به ترکستان میره؟ اینکه دنبال شخصیتی انقلابی و مومن و... میگرده. آقاجان تو نخواهی توانست اعماق شخصیت انسانها رو به درستی ببینی و بسنجی! بیخیالش شو.
برات حجاب ارزشه؟ از همون اول اول استخدام با معلمت شرط کن که در رفتار و گفتارش به این ارزش پایبند باشه. بعد این معلم ته دلش به حجاب اعتقاد نداره؟ خب نداشته باشه. بذار ۲۵ سال حجاب اسلامی رو رعایت کنه و همیشه موقع صحبت از خوبیهای حجاب بگه. نه اینکه حرف زدنش بدتر ضدتبلیغ باشهها. نه. لحن و محتوای صحبتهاش در تایید و تبلیغ حجاب باشه. قرارداد مشروط ببند. اگه به این ارزشها پایبندی عملی نشون داد، تشویق بشه. زیر پا گذاشت؟ اخطار، تنبیه یا حتی اخراج. مگه تعارف داری با کارمندت؟! بعد این ۲۵ سال دروغ میگه و بدون اخلاص رعایت میکنه؟ مشکل خودشه. بین خودشه و خدای خودش. برای من مهم این بود که حجاب به عنوان ارزش به دانش اموز انتقال داده بشه. البته که واقعا سخته تمام عمر تا این حد نمایش اجرا کنه. این سطح از ریا واقعا محتمل نیست. طرف یا کم میاره و میزنه زیر میز، یا کم کم تاثیر میپذیره و دلش هم همراه میشه. ولی خب اگه ریا هم کرد بذار بکنه. من قرار نیست خدایی کنم و اخلاص طرف رو بسنجم. من نکیر و منکرش نیستم. من فقط رفتارهایی که از کارمندم انتظار دارم رو بهش گفتم، میخواد بپذیره میخواد نپذیره.
سه چهار مورد ارزش اساسی رو تعیین کنن. شاید اصلا حجاب توشون نباشه، شاید هم باشه. بعد بشینن از کارمندهاشون بدون تعارف حساب بکشن که آیا پایبندی عملی به این ارزش داره یا نه. چه تو مجازات چه تشویق دستشون نلرزه و آزادی عمل داشته باشن. اینطوری ارزش تو رگهای سیستم جاری میشه.
وگرنه گزینش مقطعی و صرفا زمان مصاحبه استخدامی که مثل مسخره کردن خودت میمونه.
واقعا دارید میپرسید؟ واقعا نمیدونید تمام احکام و اخلاق اجتماعی متر و معیار واضح و آشکار دارن؟ یه جستجو کنید اخلاق ورزشی خیلی چیزها دستتون میادها. که بعضیاش الانم به عنوان قوانین داوری انجام میشه. بخوام نگاه حداقلی داشته باشم میگم همین فرمول رو جلو ببریم فقط مصادیق اخلاق اسلامی رو بیشتر کنیم. اما رویای من بسترسازیه.
لطفا دوباره فکر نکنید رویای بزرگ داشتن در تضاد با حداقلیاته. نه خب حداقلیها هم باشن. از اول این پست در رد المپیک نبود و نباید هم باشه. فقط در رد اهمیت بیش از اندازه به المپیکه.
خیلی خوبه که میدونی
چون «تو» معنای المپیک رو یجور خاصی فهمیدی/یه معنای خاص بهش دادی ، برات چیزهایی« معنا دار»/«قابل درک» و چیزهایی« بی معنی»/«غیرقابل درک» هست.